نتایج جستجو برای عبارت :

گریز دوم روضه برای فوت پدر

السلام ای روضه ات آغاز ماتم یا حسین در دلم از روضه ات شور مُحرّم یا حسینخونبهای خون تو گردیده خون کبریا ای سراپای وجودت نور خاتم یا حسینمطمئناً از دعای خیر زهرا و علی ست در سپاهت می شود آنکس که مَحرَم یا حسینتو عزیز عالم و نعم الامیر عالمی من گدایم من گدایم من گدایم یا حسینعاقبت دست اجل من را به خاکم می برد کن گذر‌ ای ماه در تاریک قبرم یا حسیندر شب قبرم بیا و دست من را هم بگیر ای پناه بی پناهان دو عالم یا حسینمن بدون روضه می میرم نمی مانم دمی زا
روضه تو روضه درده روضه رنجه روضه غربتروضه تو روضه آهِ روضه صبرِ روضه حسرتنگه نداشتن حرمتت رو میون کوچه کشوندنتآتیش زدن در خونتو با دست بسته بردنتغریب موندی بین یه شهر نامرد آقاتوی آتیش گفتی مدد مادر زهراغریب یابن اهرا*****پیچیده باز میون خونه شعله زهر از کینه حیدرداره آقا میباره مثل ابر بهاری به یاد مادرپشت در اومد مادر ما به دست شعله معجر افتادجلو چشم اهل خونه در به روی مادر افتادهنوز با یاد اون لگد خون می‌بارهعلی بعد از محسن به فکر مسما
اشعار شهاد ت امام حسن عسکری علیه السلام ـ امیر حسین الفتامروز با تمام توان گریه می کنیمهمراه با امام زمان گریه می کنیمدر پشت دسته های عزا سوی سامرادر لا به لای ان گریه می کنیمشاید نماز ظهر رسیدیم در حرمآن لحظه با صدای اذان گریه می کنیمآقا اگر به مرقدشان راهمان دهنددر روضه ی مبارکشان گریه می کنیمدر غصه اسارت مردی که سال هااز او نبوده نام و نشان گریه می کنیمبر لحظه ای که آب طلب کرد آن امامما نیز یاد تشنه لبان گریه می کنیمهم در گريز روضه
بساط روضه همیشه پا برجاستبراي ما روضه جنت الاعلاستمریضی جایی نداره اونجا کهجای یکی مثل حضرت زهراستنمی‌فهمه. نمیدونه.حسین روضش رو زمین نمیمونههزار ساله. که هر هفته.یه مادر داره یه روضه میخونهیه بار با من. بیا روضه.تو که هستی روی روضه‌ها حساسمداوا کن. خودت رو با.یه لقمه نَذریه حضرت عباسحسین جانم.هزارساله کَم نشد غمت آقانشد لَنگِ هیچکی پرچمت آقابباره آتیش از آسمون امسالنمیشه تعطیل محرمت آقاچه از هم دورُ چه نزدیکیه روزی آخر تو روضه
یک روضه آشنا همه جهانمو پر کرده.میترسم دیگه دیداری نباشه.چطور بگم تا بیای؟چطور فریادم به گوشت برسه؟چطور بگم برادرم برادرت رو دریاب تا به احترام همین روضه برسونی خودت رو؟.کاش دیدار به قیامت نمونه.
در روضه ها میبارم اوج طاعتم این استخاک کف پای حسینم عزتم این است در این دهه یک شب نیایم روضه میمیرمسوگند در م که یوم الحسرتم این استدارایی ملک سلیمان را نمیخواهممن گوهری چون اشک دارم ثروتم این استآری مگر این اشکها شوید گناهم راتنها امید بخشش معصیتم این استخیلی حضور فاطمه حس میشود اینجادر روضه گر هستم مودب علتم این استشیرین تر از شهد و عسل ذکر حسین جان استبیزارم از لذات دنیا لذتم این استتا آخر ماه صفر مشکی به تن دارمشکر خدا که حاصل تربیتم
کوتاه‌نوشته‌ای از سیره و سبک زندگانی آیت‌الله بهجت قدس‌سره وسط روضه یکی بلند شد تا برود.حواسم پرت شد!گفتم: بنشینید تا جلسه شلوغ نشود! روضه را گوش بدهید بعد بروید!»مجلس که تمام شد،آقا اشاره کردند، رفتم کنارشان، فرمودند: چه‌کار به مردم دارید؟! بگذارید هرکه می‌خواهد، برود!وقت خواندن، اربابت را ببین، نه مردم را.وقتی براي خود صاحب‌عزا بخوانی، حتماً متوجه می‌شوی چه لذتی دارد.»(این بهشت، آن بهشت، ص۵٨؛ بر اساس خاطره‌ای از مداح مسجد معظم‌ل
با غصه های آل عبا گریه می کنیدر اوج روضه های عزا گریه می کنیما با گناه اشکِ تو را در می آوریماز سوز بی وفایی ما گریه می کنیای صاحب عزا، تو به این روضه های مامی آیی و بدون صدا گریه می کنیگاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»در مشهد امام رضا گریه می کنیبر کشته ی فتاده به هامونِ کربلابر داغ سید الشهدا گریه می کنیاین روزها به حال دل زینب اسیردر ماجرای شام بلا گریه می کنیبر رأس های رفته به بالای نیزه هابا خیزران و طشت طلا گریه می کنیحالا دوباره چشم تو ر
با غصه های آل عبا گریه می کنیدر اوج روضه های عزا گریه می کنیما با گناه اشکِ تو را در می آوریماز سوز بی وفایی ما گریه می کنیای صاحب عزا، تو به این روضه های مامی آیی و بدون صدا گریه می کنیگاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»در مشهد امام رضا گریه می کنیبر کشته ی فتاده به هامونِ کربلابر داغ سید الشهدا گریه می کنیاین روزها به حال دل زینب اسیردر ماجرای شام بلا گریه می کنیبر رأس های رفته به بالای نیزه هابا خیزران و طشت طلا گریه می کنیحالا دوباره چشم تو ر
بفرمایید روضه با عرض تسلیت به شما عزیزان بابت ایام سوگواری روزهای آخر صفرالمظفّر شهادت حضرت سبط اکبر امام حسن مجتبی (ع) و شهادت شمس الشموس امام رضا (ع) و همچنین شهادت حضرت ختمی مرتبت رحمت للعالمین روحی فداه محمد مصطفی (ص). مراسم روضه خوانی همراه با ضیافت شام در حسینیه همت طزنج شنبه شب 27 صفر مصادف با 4 آبان 1398 بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار میشود. از ارداتمندان به اهل البیت (ع) و خواهران و برادران دینی عزیز دعوت بعمل آمده است تا در این مراسم شرکت
دیروز براي دومین بار روزمان با روضه آغاز شدروضه هایی که پدر میگوید تاسوعای سالهای دور از محمد شنیدهاما نه به آن آرامی که او برايم بازگو میکند!کمتر بزن بازوی خود را بر زمین شرمنده ام کردی گل ام البنینبرخیز و با ان چشم خون الود خود رخت اسیری بر تن زینب ببینپ.نماه منیر بنی هاشم.اوین آباد.نه گوزل زینت وردیناورئیمیزی حسینیوین اوخشامالارینن.
شعر عروج پدر شهیدشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)-------------------------------------مجلس ماست عزای پدری غمدیدهپدری که به جهان لطف خدایش دیدهپدری که پسرش گشته فدایی خدابر لبش بوده فقط ذکر مناجات و دعاپدری که به لبش روضه ی زهرا بودهگریه کن بر علیِ اکبر لیلا بوده سالها گریه کن شاه شهیدان بودهنوکر درگه لب تشنه ی عریان بودهمجلس ماست براي پدر پاک شهیدپسرش بوده براي همه مثل خورشیدپسری که  به دیدار پدر آمده استشام تار پدری که  سحر آ مده استروضه خوان روضه بخوان
شعر عروج پدر شهیدشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)-------------------------------------مجلس ماست عزای پدری غمدیدهپدری که به جهان لطف خدایش دیدهپدری که پسرش گشته فدایی خدابر لبش بوده فقط ذکر مناجات و دعاپدری که به لبش روضه ی زهرا بودهگریه کن بر علیِ اکبر لیلا بوده سالها گریه کن شاه شهیدان بودهنوکر درگه لب تشنه ی عریان بودهمجلس ماست براي پدر پاک شهیدپسرش بوده براي همه مثل خورشیدپسری که  به دیدار پدر آمده استشام تار پدری که  سحر آ مده استروضه خوان روضه بخوان
کاش میشد به دل غمزده سامان بدهمبه دو چشمان کویرم نمِ باران بدهمپیِ تو روضه به روضه همه جا رفتم مننگرانم که ندیده رُخ تو جان بدهمگُنهم حال تو را سخت به زحمت انداختچقدر هدیه به درگاه تو عُصیان بدهم ؟خبط من یوسف من باعث این غیبت شدحقم این است که من تن سوی زندان بدهمخویِ حیوانی من بُرد ز تو دورم کردحیف باشد به خودم منصب انسان بدهمبزن امّا تو بیا چشم مرا خُشک نکنکه فقط فخر به این دیدهء گریان بدهمبا همه بی سر و پایی تو رهایم نکنیولی افسوس که من عشق
شعر عروج پدر شهیدشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)-------------------------------------مجلس ماست عزای پدری غمدیدهپدری که به جهان لطف خدایش دیدهپدری که پسرش گشته فدایی خدابر لبش بوده فقط ذکر مناجات و دعاپدری که به لبش روضه ی زهرا بودهگریه کن بر علیِ اکبر لیلا بوده سالها گریه کن شاه شهیدان بودهنوکر درگه لب تشنه ی عریان بودهمجلس ماست براي پدر پاک شهیدپسرش بوده براي همه مثل خورشیدپسری که  به دیدار پدر آمده استشام تار پدری که  سحر آ مده استروضه خوان روضه بخوان
زمزمه امام زمان عجشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)منتقم خون خدا ادرکنی-----------------------------بانی روضه ی شاه شهدا ادرکنیآ خرین منتقم خون خدا ادرکنیما همه غرق عزائیم عزای شه دینیادگار خلف آ ل عبا ادرکنی غیبت ودوری از ماگل طاهاتا کی ؟از پس پرده بیا رُخ بگشا ادرکنیمادرت فاطمه درسوگ بنشسته بیایوسف گمشده ی شیر خدا ادرکنیخیمه ی ماست عزاخانه ی دوستیابن الحیدرشعف روضه ما ادرکنیروضه خوان باش و بیا مجلس ماصاحب بیرق خون شال عزاادرکنیدیدگانت شده از خون رنگین&n
روضه ی تو روضه ی درده روضه ی رنجه روضه ی غربت    روضه ی توروضه ی  اهه روضه ی اشکه روضه ی حسرتنگه نداشتن حرمتت رو   میون کوچه کشوندنت    اتیش زدن در خونه تو بادست بسته بردنتغریب موندی بینه   یه شهر نامرد  اقا2     توی اتیش گفتی مددمادرزهراغریب یابن اهرا.بند2پیچیده بازمیون خونه شعله ی زهرازکینه ی حیدر   داره اقامیباره مثله ابربهاری به یادمادرپشت دراومدمادرمابه دست شعله معجرافتاد    جلوچشم اهل خونه  در به روی
آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجازه هست بخوانم برايتاناین اتفاق از دم یک در شروع شدتا ریشه های چادر خاکی مادرتآتش گرفت،روضه معجر شروع شدفریادهای مادر پهلو شکسته اتتا شد فشار در دو برابر شروع شداین ماجرا رسید به آنجا که نیمه شببی اختیار گریه حیدر شروع شدوقتی رسید قصه به اینجای شعر منایام خانه داری دختر شروع شد .دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهریک ماجرا به قافیه سر شروع شد 
یوسف رحیمیامام زمان(عج)-مناجات فاطمیهآمد محرّم علی و ماه فاطمهآتش گرفته جان تو از آه فاطمهبا ذوالفقارِ خون جگر خورده در نیامبازآی خون فاطمه خونخواه فاطمهبازآی تا تو روضه بخوانی برايمانبا های هایِ گریه ی جانکاه فاطمهبی شک سه ماه خوانده تو را با دو چشم تربالای قبر محسن شش ماهه، فاطمهآه از میان آن در و دیوار شد شروعبعد از نبی سلوک الی الله فاطمهپشت در و کنار بقیع و به روی نیمعنا شده ست سرِّ فدیناه فاطمهم، به پاست روضه ی ارباب بی کفنپیراهنی
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در ادامه به اهمیت برپایی مراسم روضه اشاره و تأکید کرد: روضه‌های سیدالشهداء گره‌های اقتصادی و ی را باز می‌کند؛ همچنین با فرهنگ می‌توان مشکلات بزرگ را حل کرد اما به شرطی که به‌طور صحیح در مسیر و مدار قرار گیرد و به اهل آن سپرده شود و باید به این موضوع باور داشت که گره‌های اقتصادی هم با باز شدن گره‌های فرهنگی باز می‌شود.وی در ادامه گفت: در خصوص برگزاری مراسم محرم و صفر، ما به مسئولان امر گفته‌ایم که همه تضمین
سردار رفتشعر روضه  شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)----------------------------تا  که جان از پیکر سردار رفتخوی حیوان بر تن اشرار رفتمعجر و انگشتر و خلخال رفتمادرت  تا  گودی  گودال  رفتزینب کبری  رسید  آسیمه  سربر  سر  جسم  تو ای قرص قمردید   آن  نخل   برومند  رسول نور  چشمان علی  و  هم  بتول  میکشد خنجر ستمگر حنجرشگرگ ها حلقه زدند دور و برشهر کسی باقصدغربت بی امانمی زند  بر  پیکر  آن  قد 
خزان عمر تو بانو بهار را گریاندصداى پاى غمت برگ و بار را گریاندبه صبح و شامِ پر از اشکِ حضرت مهدىكه روضه هاى تو لیل و نهار را گریاندشبیه داغ تو، بعد از حسین داغى نیستچرا كه داغ تو چشمان یار را گریاندمن از كلام تو در كوفه خوب دانستمكه خطبه تو "لُهوف" و "بِحار" را گریاندسرت شكست ولى سرشكسته دشمن شدبراى اینكه غمت نیزه دار را گریاندپس از غروب غم انگیز غارت خیمهطناب دست تو نیزه سوار را گریاندسرى به نیزه براى تو روضه مى خواندعزاى معجر تو روزگار را گر
بلا نازل شد و هیئت نشد برپا، ببخش آقاندانستیم عمری قدر نعمت را، ببخش آقاکنار هم چه راحت گریه میکردیم در روضهچه راحت برد ما را با خودش دنیا، ببخش آقاتمام کوچه مشکی پوش میشد! سخت دلتنگیمبراي تکیه ها و آن سیاهی ها، ببخش آقاخرابش کرده ایم و تو بزرگی کن درستش کندرستش کن! به جان مادرت زهرا(س)، ببخش آقاتمام ِ آنچه را داریم در یک آن! بگیر از مافقط بزم عزایت را نگیر از ما، ببخش آقامحرّم پیش ِ رو داریم و برگ نوکریمان رابیا و رد نکن لطفا بزن امضا، ببخش آقا
تا انتظار روی تو را می کشیم ماحسرت براي کرب و بلا می کشیم مابا این حساب روز ظهورت بعید نیستدانی به غیبت تو چه ها می کشیم ماایام را به عشق شما صبر میکنیمداریم در فراق بلا می کشیم مابیگانه نیست شیعه ی تو با غم دلتخود را به روضه تا به خدا می کشیم ماعمری ست غصه ی اُسرا می خوریم و بعدبا درد حسرت شهدا می کشیم مادر روضه بر اسیری زینب که می رسیمآه از نهاد مثل شما می کشیم ماهر دم دعا کنیم که صبح فرج رسدناله ز دل به وقت دعا می کشیم ماصبح و مسا گریه کن مجلس ت
الا که صاحب عزای تمام غم هایی دوباره فاطمیه آمده؛ نمی آیی؟ به ما نگاه کن ای ساحل نجات بشر تو را طلب کند این دیده های دریایی کجا سیاه، به تن کرده ای غریبانه کجا به سینه خود می زنی به تنهایی کجا شبیه علی سر به چاه غم بردی کجا شبیه علی روضه خوان زهرایی براي گریه به غم های مادرت آقا نه اینکه فکر کنم، مطمئنم اینجایی شنیده ایم که گفتید روضه خوان باشیم به روی چشم؛ هرآنچه شما بفرمایی شنیده ایم زمین خورده است مادرتان 
راوی کرب و بلا دارد روایت می کنداز جدایی سر و تن ها حکایت می کندشد سکینه معنی اش آرامش قلب حسینبشنو از دریا زمانی که شکایت می کندچون روایت می کند از کربلا یک روضه اشتا همیشه مجلس مارا کفایت می کندراوی کرب و بلا با روضه های مستندتازه در روز قیامت او قیامت می کندنام زیبایش براي بردن قلب حسینبا رقیه با علی اصغر رقابت می کندتا رقیه می رسد محو سکینه می شودهرچه می گوید حسین عباس اطاعت می کندآه اَیْنَ عمِّیَ الْعباس او هم نکته ای ستکه خیال بچه‌ها را
تفسیر آیه آیه کوثر تمام شدتجهیز و غسل سوره پرپر تمام شدخیلی زمان گرفت در آن نیمه های شبتا اینکه خون بال کبوتر تمام شدسلمان بیا دوباره بلندش کن از زمینوقت وداع طاقت حیدر تمام شدآن روز ها که مادر صورت کبودتانافتاده بود خسته به بستر تمام شداین شعر ها که روضه زهرا نمی شودتنها براي روضه بگو در تمام شددختر ز داغ مادر خود پیر می شودمادر که رفت کار دو دختر تمام شدایام خانه داری زینب شروع شدایام بی قراری مادر تمام شدزینب رسید تا خود آن لحظه ای که ظهری
به نام خداالقبر اما روضه من ریاض الجنه او حفرة من حفر النیران» عمده این است اینها در همین آب همین كه مردند در آب مستقیماً رفتند در آتش یك چنین آتشی است خب بین انسان و سقوط در آتش این مرگ فاصله است شما اگر اهل استدلال بودید با برهان عقلی براي شما حل می‌شد كه كفر یعنی لبه گودال جهنم زندگی كردن كه به مجرد مرگ وارد آتش می‌شوید یا نه منظور همان نار ظاهری است علی ای حال بر لبه گودال آتش بودید و ذات اقدس الهی شما را انقاض كرد نجات داد.فایل صوتی و متن
لحظه های آخرش بود و به حیدر خیره شداشک از چشمش چکید و کنج بستر خیره شدتا که عزراییل وارد شد براي قبض روح بر علی و فاطمه با حال مضطر خیره شدخوب میدانست بعدش فتنه بر پا می شود دود و آتش را تصوّر کرد و بر در» خیره شددست هایش را گرفت و سخت بر سینه فشرد آیه هایی خواند و بر بازوی کوثر خیره شدروضه از عمق نگاهش داشت جریان میگرفت پلک زد با ناتوانی؛ سمتِ دیگر خیره شدآن طرف سر را به زانو داشت غمگین؛ مجتبی بر غمش زل زد! به اندوهِ برادر خیره شدطاقتِ بیتابی و
با نور عشق، دل، غمِ ظلمت نمیکشدبا اهل بیت خواری و خفت نمیکشدآزادگی ست سیره ی مردان روزگارعبد نگار فاطمه ذلت نمیکشددر فتنه ها مرید حقیقی فاطمهدست از حمایتش ز ولایت نمیکشدهر کس که بار عشق امام زمان کشیدصحرای بار ندامت نمیکشدبا یک سلام روزی ما میرسد رفیقکار زبان به گفتن حاجت نمیکشدبی منّت است لطف امام کریم مااینجا گدا ز شاه خجالت نمیکشدعبدی گنهکار که محتاج بخشش استصورت به جز به صورت تربت نمیکشدبا معرفت هر آنکه رود سمت کربلاکار شفاعتش به

آخرین جستجو ها

احمدی نژاد در محاصره کشکول ..:: یو پی اس | یو پی اس تبریز ::.. descwanheartdi خرید اینترنتی خودكار قلم چند کاره جادویی موبایل تبلت گوشی 2020 همدم تنهایی ها صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام آتلیه قصر کودک ( آمل ) تخصصی کودک، نوزاد و بارداری رئال نیوز hanpedemal