نتایج جستجو برای عبارت :

شعر کامل وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

دختری زیبا بود اسیر پدری عیاش، که درآمدش فروش شبانه دخترش بود!دخترک روزی گریزان از منزل پدری نزد حاکم پناه گرفت و قصه خود بازگو کرد. حاکم دختر را نزد زاهد شهر امانت سپرد که در امان باشد اما جناب زاهد هم همان شب اول دختر را . .نیمه شب دختر نیمه به جنگل گریخت و چهار پسر مست او را اطراف کلبه خود یافتند و پ.رسیدند با این وضع، این زمان، در این سرما، اینجا چه میکنی!!!؟دختر از ترس حیوانات بیشه و جانش گفت که آری پدرم آن بود و زاهد از خیر حاکم چن
تو ماه ِ کعبه ای مولاپریشان میکند خواب ِ مرا چشمان ِ آهوهابه سمت آشیان پر می کشند امشب پرستوهانگاه آسمان ِ کعبه می گردد به دنبالتتو ماه کعبه ای مولای بی همتای هو هو هاتو را پس کوچه های شهر ،هر شب انتظاری هستکه بنشانی یتیمان را به روی عرش ِ زانوهاتو رفتی و زمین تنهائیش را در خودش پیچیدبه چاه آسمانها چنگ زد این سو و آن سوهاستبر ِذوالفقارت تا ابد هنگامه ی عدل استتَوازن از تو میگیرند تعدیل ِ ترازوهامتون ِ دفتر ِ تاریخ لبریز از رثای توستکلامت عطر
آن جا تو در آن کعبه ، دنبال چه می گردی ؟!خود کن کلهت قاضی ،  بنگر چه به خود کردی ؟!در کیش رسول الله ، ایزد همه جا پیداستبا چشم دل ار بینی ، هم چون نفسی با ماستیک سنگ نشان باشد ، این کعبه که پیغمبر فرموده بر این قبله ، بر جا تو نماز آور بی شک که نبی قصدش ، زین قبله و زین کعبهزین کعبه که هنگامی ، بودش به بتان خانهآن جا که در آن سجده بر لات و هبل میشدجهلی که محمدبی اندازه خجل میشدآن جا که نبی ، بت ها بشکست و چنین گفتا :ایزد نشود هرگز در قالب سنگی جا .ب
دختری ده ساله را تصور کن، که توسط می بیمار یده شده و او را در جایی تنگ، تاریک، کثیف و نمور زندانی کرده.ـ من نمی‌دانم چه کار باید کنم.ـ وقتی م و قربانی خودم هستم.ـ می‌خواهم بمیرم.ـ نمی‌توانم.ـ پس نمی‌خواهم بمیرم.ـ نمی‌توانم.ـ می‌خواهم لذت ببرم، نمی‌توانم.ـ پس نمی‌خواهم لذت ببرم، باز هم نمی‌توانم.ـ می‌خواهم کاری کنم، نمی‌‌توانم. پس نمی‌خواهم کاری کنم، نمی‌توانم.ـ  
مریض عشق توام من دوا نمی خواهم به درد عشق تو راضی شفا نمی خواهم هم اگر به گوشه چشمی نظر کنی بر من دیگر که از کس دیگر وفا نمیخواهم کنون که طی شده عمرم و حسرت رویت باغ سبز بهاری سفال نمیخواهم چنین که برده ای از دل قرار از سر هوش نوید ملک بهشت و بقا نمی خواهم هم چو پرتو افکن عمر است نگاه زیبایت   نگاه چشم حقیقت نما نمیخواهم به خیر مقدمت امشب ثنای حق گویم یا که این دعایی دعال می خواهم اگرچه نغمه جان سوز و صوت داوودی رسد ز نغمه بلبل نوا نمیخواهم د
الو کعبه؟ خدا؟  ؟؟  پاسخ همیشه بوق ِ اِشغال است دوباره باد می پیچد و این  تقویم ِ  هر سال است زمین خشکیده مثل ِ چشمهای بی فروغ   انگار چراباران  نمی گیرد؟ چه بَد  اوضاع و احوال است الو کعبه خدا؟ امروز روز عدل؟ اما نه خدا در دسنرس ها نیست گوشی غرق اشکال است و آدم ها شبیه ِ آدَ مَک ها ،خشک و بی روحند و لب هاشان، میان ِ صورَتک ها ،بسته و لال است خیابان سرد تر   تا کوچه ها ، قندیل  می بندد   تب و خون ،شرح  ِحال
این شعر زیبا نیز بسیار جالب است و نام آن را سیلاب خروشنده گذاشته اند.حیرت زده ی مکر تو روباه دو رنگمبا آنکه قوی پنجه تر از شیر و پلنگمسیلاب خروشنده ام ای قله ی مغرورتا چند زنی پای شتابنده به سنگممن در طلب بحر و تو با سلسله ای سنگخواهی که دهی جای در این دره ی تنگمای قم طوفان زده ، هرگز نهراسداز هیمنه ی خشم و خروش تو نهنگمبا لشکری از موج به ساحل بگریزیچون در نگری عرصه ی طوفانی جنگمتا زین خم نیرنگ نگیرد دل من رنگ یا رومی رومم من و یا زنگی زنگم»م
مصرع ناقص من کاش که کامل می شدشعر در وصف تو از سوی تو نازل می شدشعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیستواژه در دست من آنگونه که می خواهم نیستمن که حیران تو حیران توام می دانمنه فقط من که در این دایره سرگردانمهمه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشدکعبه از راز جهان راز خدا آگاه استراز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله استکعبه افتاده به پایت سر راهت سرمستپیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دیدخود ز
باران که شدی مپرس ، این خانه کیستسقف حرم و مسجد و ميخانه یکیستباران که شدی، پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیستباران ! تو که از پیش خدا می آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیست.بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیستبا سوره ی دل ، اگر خدارا خواندیحمد و فلق و نعره ی مستانه یکیستاین بی خردان،خویش ، خدا می داننداینجا سند و قصه و افسانه یکیستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه یکیستگر درک کنی خود
می خواهم چکاردر شب عاشق شدن ها نور می خواهم چکاربا سرود عاشقی سنتور می خواهم چکاربا حریرِ دلنشین ِشعر می رقصانی امدر کنارت من دف و تَنبور می خواهم چکارمی نوازی ساز ِناکوک ِدلم را روز و شبتا تو باشی من دلی مهجور می خواهم چکارتو کلید ِصحنه ی موسیقی نت های منمن رباب و نرگسو هاشور می خواهم چکارهم ردیف ِگوشه ی موسیقی شهناز و نازمن نوای دلنشین شور می خواهم چکارخوبِ من این روزها دائم مرورَت می کنمدر غیابت وصله ی ناجور می خواهم چکار تا که مستم از
#شعر مهدوی#یا صاحب الرمان(عج)خورده آقاجان گره بر کار عالم! العجلعیدهایمان گرفته رنگ ماتم! العجلبرنگشتی از سفر! تحویل شد امسال همبی حضورت با دلی آکنده از غم! العجلچشممان بر راه ماند و آه بر لب بغض کردعمر بی حاصل گذشت و رفت غم کم کم! العجلروزها و هفته ها و ماه ها و سال ها .قامت تقویم ها شد از غمت خم! العجلذکر ((حول حالنا))مان با تو (( احسن)) می شودای بهار بکر! ای باران نم نم! العجلندبه خواندیم و میان گریه عرضه داشتیم دردهایمان مانده بی دارو و مرهم! ا
لانه ی دل 2.عارفانه عاشقانه575  باباباقرتو را تنها و خندان لب، درون خانه می خواهمبرای شادی دل ها ،  به زلفت  شانه می خواهمتو شمع محفلم بودی، تو را من در شبی تاریکو خود را در کنارت همچو یک پروانه می خواهمبه سر دارم   هوای تو ،  دهم  جان را  به  راه تومنم دیوانه از بویت، تو را جانانه  مستانه می خواهمبیا یارا بغل  واكن  ،    مرا در  كنج  دل  جا دهمنم بى بال و پرمرغى، که آن جا دانه می خواهمبرفت از دست من این د
تو را در نوشته‌هایمتو را در نقاشی‌هایمتو را در ترانه‌هایمو تو را در حرف‌هایمپنهان خواهم کرد باور کنتو خواهی ماند و کسی نخواهد دانستو کسی تو را نخواهد دیدو تو در چشم‌های من زندگی خواهی کردگرمای تابناک دوست داشتن راتو خواهی دید و خواهی شنیدو تو خواهی خوابید و بیدار خواهی شدنگاه خواهی کردروزهایی که می‌آیندبه روزهایی که رفته‌اندشباهتی ندارندو تو غوطه‌ور خواهی شددریافتنِ‌ هر دوست داشتنیگذران یک زندگی‌ستسپری خواهی کردتو را زندگی خواه
من امشب؛ بر ابر آسمانی خواهم خفتکه عصر؛بر آن ابرتو را بوسیدم و بوسیدم و بوسیدی مرا توابر از من می پرسد !؟پس ارغوان کجاست؟من می گویم تو بگو! من را چه شد ؟!که نسیتم؛این من این نیستم !یک جسم خستهافتاده بر ثقل زمینانسان تمام روح استو روح منپشت درب دل تنهای بنفش اوخواب می بردش به انتظاربه هزار سال پیشبه قبل از غم قوتقبل از هبوطبه اولین گناهو دوست داشتن تواولین بهترین کاری بود که کردمدوست داشتن توآخرین بهترین کاری خواهد بود که خواهم کرد !۲۰/آبان/۱۳
ی تک ضرب شهادت امام هادی علیه السلام با نوای کربلایی حسین طاهریای کعبه دل کوی تو یا حضرت هادیوی قبله جان روی تو یا حضرت هادیای چشم همه سوی تو یا حضرت هادیای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادیآیینه هجران نبی کیست تویی تو یا حضرت هادیچهارم علی از آل علی کیست تویی تو یا حضرت هادی تو اختر برج نبوی شمس هدایی ماه علوی آینه رکن خداییفرمانده مالک قدر و جیش قضایی آری تو علی بن جواد بن رضایی یا حضرت هادیخوبان جهان نور هدایت ز دارندارواح رسول روح ولایت
ولادت حضرت علی علیه السلام در کعبه. تولد آن حضرت در شهر مکه معظمه و در داخل خانه خدا (کعبه) واقع گردید. تولد در خانه کعبه، فضیلتی ویژه حضرت علی علیه‌السلام است و خدای متعال تنها وی را به چنین امتیازی کرامت نمود. نه پیش از او و نه پس از او، برای هیچ کسی چنین فضیلتی پدید نیامده است.[۶]داستان ولادت آن حضرت در منابع چنین آمده است: روزی عباس بن عبدالمطلب با یزید بن قعنب و با گروهی از بنی هاشم و جماعتی از قبیله بنی العزی در برابر خانه کعبه نشسته بودند،
تو را به بزم نگاهم دوباره می خواهمبه آسمان پگاهم ستاره می خواهمبیاکه از قدمت غنچه‌های گل ریزد تو را به شوکت فصلی بهاره می خواهم به هر طرف نگرم روی ماه تو بینم کنون ز مهر رخت ماهپاره می خواهم چنین که حاجت دل را روا نمودی تو برای درد دلم راه چاره می خواهمچو استخاره نمودم به سوز و آه دلم یقین نموده و بی استخاره می خواهم برای دیدن رویت ملول و بیمارم تو را به همنفسی با شماره می خواهم شکسته دل شدم از نوای (داوودی) غزل بخوان
برج شیطان در کنار کعبه   ابراج البیت ، برج ساعت مکه و ساختمان ۲۱ دسامبر ۲۰۱۱ افتتاح شد.پنجمین برج بزرگ دنیا در کنار خانه کعبه ( قبله ی مسلمانان) افتتاح شد این برج را برج ساعت می نامند و در بین تمام برج ساعت های جهان بزرگترین آنهاست .به گزارش روزگارنو، این برج با علامات فراماسونی آمیخته شده است از که از جمله آنها علامت تک چشم بالای آن است که بالای نام خدا قرار گرفته است و نعوذ و بالله می خواهد تسلط شیطان بر خدا را نشان دهدادامه .
شیعه همه جا رهبر و مولاش علی است دنیاش علی بوده و عقباش علی است بی‌مهر علی زهد ابوذر همه هیچ سلمان كه محمدی است آقایش علی است امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است دست خدا به کعبه روی شانه علی است امشب دل رسول خدا خانه علی استامشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود امشب فلک ز بال ملک فرش م
تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علیآسمان که برپا شد ، کهکشان نوشت علی کهکشان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علیاین جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی بیکرانه‌ها پر شد ، لامکان نوشت علیبا هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علیو سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی روی صورت انسان ، روی جان نوشت علیبا غبار او روی ، چشممان نوشت علی آنقدر نوشت از او ، تا جهان پر از او شد تا که دست حق رو شد ، ذکر عاشقان هو شد پس دو
می خواهمخودم را غرق کنمتا تمام خاطراتلعنتیم با تو راآب ببرداین بار می خواهمدل به دریا بزنمیا خاطراتم غرق می شوندیا خودمفقط این وسطمی ترسمشنا کردن بلد نباشیمی ترسمبه نجاتت بیایم و دوبارهدر تو غرق شومموج
دوستت خواهم داشت.هرگاه قاصدکی را بینم:دوستت خواهم داشت.هرگاهی کودکی بینم که خنده بر لب دارد:دوستت خواهم داشت.هر تکرار پاییزی,هر روز بارانی,هر خزانتکرار تمام فصل ها,تکرار تمام خزان ها و بارانی هایم.;;;تکراری دوباره برای پرستیدنت خواهد بوددوستت خواهم داشتزکات سال ها دیوانگی این است:چه حضورت باشد!چه میان هیاهوی آدم ها گم شوی و کم رنگ;باید دوستت بدارمپس خواهم داشت.دوستت خواهم داشت.حتی اگر پاییزت را با دیگری باشی.:به رسم عشق
اگر بال و پرم بخشند بی زهرا نمی خواهموگر جان و سرم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر روز قیامت از عطش جانم به لب آیدشرابِ کوثرم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر آبِ بقا ریزند بی حیدر نمی نوشموگر چشم ترم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر سلمان شوم بی مهر زهرا نامسلمانمخلوصِ بوذرم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر چون نخل خشکی باشم و از روضۀ رضوانهمه برگ و برم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر از کلّ سادات ملک بر قلّۀ گردونمقام برترم بخشند بی زهرا نمی خواهماگر بر مسندِ شاهی ب
هی خواستم هر چی بنویسم، دیدم بهتر از این مصرع نمیتونه بشه .امیدوارم هر کی انگیزه اش برای تلاش کردن تا مرز دو نیم شدن رو پیدا کنه :)خوشحالم از تمام تلاشهامون، از کله صبح پا شدن هامون، از دیروقت خوابیدن هامون و .با این که شب موقع خواب دارم ولو میشم از خسنگی ولی همین خستگی ئه خودش برام خیلی شیرین ئه :)
سه بیمار جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که بر اساس آزمایشات انجام شده به بیماری های لاعلاجی مبتلا شده اند به صورتی که دیگر امیدی به ادامه زندگی برای آنها وجود ندارد.در آینده ای نزدیک عمرشان به پایان می رسد. آنها داشتند در این باره صحبت می کردند که می خواهند باقیمانده عمرشان را چه کار کنند.نفر اول گفت: من در زندگی ام همیشه مشغول کسب و تجارت بوده ام و حالا که نگاه می کنم حتی یک روز از زندگی ام را به تفریح و استراحت نپ
عاقبت از پرده ی غیبت درآیی یابن حیدرعاقبت عقده ز دلها می گشایی یابن حیدرعاقبت خیرالعمل را میکنی معنا چه زیبادر جهان زهراشناسی می نمایی یابن حیدرپرده ی کعبه به دستت پرده از رویت بگیریبا جمال حیدری دل می رُبایی یابن حیدرحق بیعت با علی را تا ادا سازی به عالمخطبه خوان، مانند پیغمبر بیایی یابن حیدرتو تجلی غدیری، بر همه عالم امیریحیدر کرار را خوش می ستایی یابن حیدرمیرسانی کشتی دین را به ساحل با سلامتکشتی دین خدا را ناخدایی یابن حیدرخون ظالم تشن
  ماه میلاد بود وخداوندبهترین ماجرا را رقم زدکعبه چرخید و شور طوافترخوت ِ عالمی را به هم زد عشق تا ریخت در پای بارانخاک ،همدوش ِ  رنگین کمان شد ابر در مقدم ِ دل اذان داددر طواف ِ  تو کعبه عیان شد   می دمد عطر ریحان و قرآن لای فصل   دل انگیز پاییزماهِ  وحدت ،  شکوه ِ نبوت پایکوبان و از عشق لبریز  بت شکست و در ایوان ِ  کسراریخت آوار بر پای تقدیرآتش کهنه خاموشی آموختماه میلاد زد بانگ تکبیر لرزه بر کفر و بتخانه افت
شروع کرد به گشتن میان استخوان‌ها. وقتی پرسیدند که چیکار می کنی؟ گفت: می‌خواهم از این خاک‌هایی که ازش باقی مانده است، مقداری بردارم». گفتند که خُب بردار، ولی دنبال چی می‌گردی؟ گفت: می‌خوام از آن‌جایی که قلبش بوده است، خاک بردارم». آن‌شب در سالن معراج‌الشهداء تهران، وقتی باقی‌مانده پیکر شهید مسعود تقی‌زاده» را روی زمین پهن کردند، همسرش گفت: اگر اجازه بدهید، می‌خواهم مقداری از خاک بدن شوهرم را بردارم»، که اجازه دادند.جلو که ر
____________________________________دوسِت دارم و دلم میخواد باشم زیر پَر تو - سرود جواد مقدمدوسِت دارم و دلم میخواد باشم زیر پَر توعاشقتم و هرچی دارم از صدقه ی سر تومن فدای مادرم، مادرم فدای مادر حسینهرچی گل تو عالمه میبرم برای مادر حسینگل بهارم مادر تورو دارم مادرغمی ندارم مادر همه کَس و کارممادر دنیای منی مادر رویای منیمادر تو حضرت زهرای منییه دل دارم و یه عمریه وقف توئه تو سینمکبوترم و دی
نقشه‌ی گم‌شده‌ی فردا»چه کسی هست که تنبلی را کنار بگذاردو به عمر دوباره بیندیشدچه کسی نقشه‌ی آینده را می‌کشدمن آینده را گم کرده‌امپیش از این چند چیز برایش پیدا کرده بودماما الان حواسم پرت است وهمه‌چیز را فراموش کرده‌امچندبار خواستم به موسیقی گوش بسپارماما بی‌حسی‌ام وسیعتر شد و آوازها گریختندبیمارستان جای خوبی برای نقشه کشیدن نیستکرختی سلول‌ها آینده‌بینی را از کار می‌اندازداگر امروز را بخوابمو تا فردا اتفاقی نیفتداگر تا فردا ب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
روانشناسی لنده هوآوی فارسی mukperclickcos lessmesotank راه روشن Kimberly's collection آموزش طراحی و ساخت سایت به صورت حرفه ای suldepicurr کاغذکنان زیبا مد 2017