نتایج جستجو برای عبارت :

متن گم گشته

شب شدوشوق نوشتن آمده اینک به سر
کاین قلم خشکیده در دستم کامد این خبر
سیل افتاده به شیراز و گلگشت مصلایش
کوچه ها رود خانه و شهر گشته دریایش
ملت ایران سیه پوش گشته اند امروز
غرق ماتم گشته ایران موسم نوروز
من چه بنویسم؟ کز این بیخیالی ها
در کجا مسئول گشتند، لا ابالی ها
ملت جان بر کف ایران لیاقت این بود؟
همت دولت مردان را غایت این بود؟
گویم اینک یک کلام صادقانه با شما
قدر دان ملت ایران باشید بی ریا
شکر گزار ملت ایران باشید بی درنگ
بهترین یار دولت ب
شب شدوشوق نوشتن آمده اینک به سر
کاین قلم خشکیده در دستم کامد این خبر
سیل افتاده به شیراز و گلگشت مصلایش
کوچه ها رود خانه و شهر گشته دریایش
ملت ایران سیه پوش گشته اند امروز
غرق ماتم گشته ایران موسم نوروز
من چه بنویسم؟ کز این بیخیالی ها
در کجا مسئول گشتند، لا ابالی ها
ملت جان بر کف ایران لیاقت این بود؟
همت دولت مردان را غایت این بود؟
گویم اینک یک کلام صادقانه با شما
قدر دان ملت ایران باشید بی ریا
شکر گزار ملت ایران باشید بی درنگ
بهترین یار دولت ب
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ
#13_دی_ماه_سال98
#سردار سر افراز #انقلاب_اسلامی سردار #سلیمانی #شهید شد
دور نیست اون روزی که آهنگران بخواند
#حاج_قاسم نبودی ببینی
#قدس آزاد گشته
خون یارانت
پر ثمر گشته .
#شهید_دلها_سردار_حاج_قاسم_سلیمانی
#انتقام_خواهیم_گرفت
انتقام شهید حججی.حذف داعش بود
انتقام سردار سلیمانی.فتح قدس خواهد بود.
ان شاءالله
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ
#13_دی_ماه_سال98
#سردار سر افراز #انقلاب_اسلامی سردار #سلیمانی #شهید شد
دور نیست اون روزی که آهنگران بخواند
#حاج_قاسم نبودی ببینی
#قدس آزاد گشته
خون یارانت
پر ثمر گشته .
#شهید_دلها_سردار_حاج_قاسم_سلیمانی
#انتقام_خواهیم_گرفت
انتقام شهید حججی.حذف داعش بود
انتقام سردار سلیمانی.فتح قدس خواهد بود.
ان شاءالله
بسمه تعالی ورود حضرت زینب به کربلا در اولین اربعین و زبان حال با برادرشچهل روز است که  صحرا لاله گون استعلی اکبر من غرق خون استچهل روزاست که زینب خوار گشتهاسیرفرقه کفار گشتهچهل روز است که عباسم ندیدمگلی از روی زیبایش نچیدمچهل روزاست که گلگون گشته صحرازخون پاک فرزندان زهراچهل روز است که میسوزدسکینهپریده رنگ از  رخسار زهراچهل روز است ندیدم روی قاسمشوم قربان روی قاسمچهل روز است ندیدم روی اکبرچنین میگفت زینب با برادرچهل روز است گل
بسمه تعالی ورود حضرت زینب به کربلا در اولین اربعین و زبان حال با برادرشچهل روز است که  صحرا لاله گون استعلی اکبر من غرق خون استچهل روزاست که زینب خوار گشتهاسیرفرقه کفار گشتهچهل روز است که عباسم ندیدمگلی از روی زیبایش نچیدمچهل روزاست که گلگون گشته صحرازخون پاک فرزندان زهراچهل روز است که میسوزدسکینهپریده رنگ از  رخسار زهراچهل روز است ندیدم روی قاسمشوم قربان روی قاسمچهل روز است ندیدم روی اکبرچنین میگفت زینب با برادرچهل روز است گل
امروز کل  باغ ، سراغ تو  میگرفتاین قلب بی حساب، سراغ تو میگرفتاین کوچه های خلوت و  این خانه های تارچشم انتظار دیدن روی تو بوده انداین تک درخت روبروی من نشسته،  هم یاد آور تو بود و جویای حال  تو چندیست  دلم ، بیتاب روی توست  خلوت گزین کوی خیال تو گشته ام این روزها جهان همه دلتنگ یاد تو تقدیر من همه آه و فغان شده بیچاره شد  دل بیچاره ام ولی  امروز من  غریبتر از  هر غریبه ام
حالا میان خانه اش کوثر نداردتنهاست مولایم علی، یاور نداردبی بال و پر مانده است حیدر، پر نداردزهرا که رفته، زینبش مادر نداردمولاست با طفلان بی حال و پریشانمولاست با یک قبر مخفی، چشم گریاندائم کنار بستر خالی نشستهچشمان بارانی خود را باز بستههی روضه می خواند به یاد دست بستهبا خاطرات کوچه پهلویش شکستهبا چادر خاکی که بر روی سرش داشتزینب دوباره رنگ و بوی مادرش داشتحق علی را هیچ کس باور نداردمولای عالم مانده و لشکر ندارداین خانه دیگر دست نان آو
آرسن توروسیان وزیر بهداشت ارمنستان امروز در صفحه فیسبوك خود اعلام كرده است تعداد مبتلاى به ویروس كرونا در ارمنستان به هشت نفر رسیده است. از این هشت نفر یك نفر شهروند ایتالیا و هفت نفر شهروند ارمنستان مى باشند. از این گروه یك نفر روز اول مارس از ایران وارد كشور شده، سه نفر از ایتالیا باز گشته و چهار نفر در یك مهمانى حضور داشته اند. عامل پخش ویروس در این مهمانى شهروند ارمنستان بوده است كه از ایتالیا باز گشته بود. وزیر بهداشت اعلام كرده است با
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسنجان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسنعسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستمکز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسندر عزای عسگری آید ی اهل دلصد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسنآب شد شمع وجودش زاتش زهر ستمخاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسندر جوانی رفت از دنیا امام عسگریشد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسناین مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآهتسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسنگاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمعگاه
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن

فاضل نظری
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن

فاضل نظری
دو بیتی مجالس ختم و ترحیمشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)---------------------------غم داغت دلم رو کرده لبریزعجب داغی چه داغی غم انگیزسرشک دیدگانم گشته جاری بریز ای اشک چون باران پاییز-----------------------ببار بارون دلم محزون یارهدو چشمانم ز داغش زار زارهز داغش نو بهارم چون خزانهعزیزان این دل من بی قراره------------------خدا صبرت بده داغت گِرونهخدا صبرت بده فصل خَزونهخدا صبرت بده ای داغ دیدهخدا صبرت بده تو این زمونه----------------------امیدم نا امید شد از فراقتکجا گیرم عزیزم من
دو بیتی مجالس ختم و ترحیمشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)---------------------------غم داغت دلم رو کرده لبریزعجب داغی چه داغی غم انگیزسرشک دیدگانم گشته جاری بریز ای اشک چون باران پاییز-----------------------ببار بارون دلم محزون یارهدو چشمانم ز داغش زار زارهز داغش نو بهارم چون خزانهعزیزان این دل من بی قراره------------------خدا صبرت بده داغت گِرونهخدا صبرت بده فصل خَزونهخدا صبرت بده ای داغ دیدهخدا صبرت بده تو این زمونه----------------------امیدم نا امید شد از فراقتکجا گیرم عزیزم من
رفتیم و برای خودمان توی کوچه ها پرسه زدیم،
دست در دست این و آن داریم و قهقهه ن از کوچه باغ ها رد شدیم.
و دوباره چرخ فلک چرخید و ما را در همان نقطه شروع میخکوب کرد.
در اوج تنهایی
و باز وبلاگ منتظرم
و باز صفحه کلید نورانی گوشی
و باز چشمهای اشک آلود
و باز واژه های دست نخورده

و من
باز می نویسم: باز گشته ام.
رفتیم و برای خودمان توی کوچه ها پرسه زدیم،
دست در دست این و آن داریم و قهقهه ن از کوچه باغ ها رد شدیم.
و دوباره چرخ فلک چرخید و ما را در همان نقطه شروع میخکوب کرد.
در اوج تنهایی
و باز وبلاگ منتظرم
و باز صفحه کلید نورانی گوشی
و باز چشمهای اشک آلود
و باز واژه های دست نخورده

و من
باز می نویسم: باز گشته ام.
در بارگاه شهر مدینه چو ذرة خاکشهر مدینه نی، که سپهر حقیقت استرخشنده هور و انجم از آن گشته اشتباک

&#۱۳;
 
&#۱۳;
نور منبر، رهبر حق، شمس شد منجلی چو روی زمین بود انتهاکدریای جهل و جوش خروشان، راه نیکشتی در آب غوطه ور ، خودجملگی بداکآمد سفینه ای زسوی حق لم یزلشد منجی بشر زجهالت بدون شاکلولاک ما خلقت باشنش نزول کرداز آسمان رحمت یزدان چو شد زخاکشمس الشموس، برج هدا گشت منکسفکرد آن زمان سپهر گریبانش چاک وچاکافتاد بانگ غلغله ت چرخ هفتمینچ
در بارگاه شهر مدینه چو ذرة خاکشهر مدینه نی، که سپهر حقیقت استرخشنده هور و انجم از آن گشته اشتباک

&#۱۳;
 
&#۱۳;
نور منبر، رهبر حق، شمس شد منجلی چو روی زمین بود انتهاکدریای جهل و جوش خروشان، راه نیکشتی در آب غوطه ور ، خودجملگی بداکآمد سفینه ای زسوی حق لم یزلشد منجی بشر زجهالت بدون شاکلولاک ما خلقت باشنش نزول کرداز آسمان رحمت یزدان چو شد زخاکشمس الشموس، برج هدا گشت منکسفکرد آن زمان سپهر گریبانش چاک وچاکافتاد بانگ غلغله ت چرخ هفتمینچ
اشعار مجالس ختم و ترحیمتشییع جنازه و خاکسپاری-----------------------------------شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)با نام خدا کام تو شیرین گشتهغرق کرمِ آن یارِ دیرین گشتهبا نام کسی که خالق عالم بودمسرور ز نامش دل غمین گشته------------------شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)جسم خاکی مرا در خاک پنهان کرده اندبعد فوتم جسم من را و عریان کرده اندراهی قبر است این جسم و دلم در تاب و تبروضه می خوانند پشت این جنازه روز و شباندرون خاک بگذارند تن بی جان به سوله از نی می رسد ای نی بیا جان
اشعار مجالس ختم و ترحیمتشییع جنازه و خاکسپاری-----------------------------------شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)با نام خدا کام تو شیرین گشتهغرق کرمِ آن یارِ دیرین گشتهبا نام کسی که خالق عالم بودمسرور ز نامش دل غمین گشته------------------شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)جسم خاکی مرا در خاک پنهان کرده اندبعد فوتم جسم من را و عریان کرده اندراهی قبر است این جسم و دلم در تاب و تبروضه می خوانند پشت این جنازه روز و شباندرون خاک بگذارند تن بی جان به سوله از نی می رسد ای نی بیا جان
نوحه شهادت امام جوادشاعر: و مداح اهل بیت رسول چهارمحالیسبک:یا ابا صالح مددی مولا.یا امام عصر تسلیت مولا(2)ّهمه جا در عزا،بهر ماتم توبر سر و سینه زد،پسر از غم تو/مولا/در غمت مولا،زار و محزونمبا امام عصر ،روضه می خوانم.تشنه لب داده جان،از جفای زمانای که در خانه ات،بی کسی مهربان/آقا/دشمنت گشته،همسرت مولازهر کین بنشست،بر تنت آقا.ای گل پرپر ،
دوشنبه 16 دی 1398











دکتر مسعود: ورزش اگر غلط و شدید انجام بشود باعث آسیب می‌شود و آسیب‌های پنهان عجیب‌وغریبی دارد







+
1



6





با دیدن رخ زیبایت نگاهم پر از رنگین کمان می شود و شعله گرم نوازشت مرا در زیبائی شب گم می کند.از زمانی که در عشق تو متولد گشتم و با هم پیمانی عاشقانه بستیم، سفر زندگی برای من همچون رویائی شیرین گشته است. مریم عزیزم، بانوی زیبای من تازه شدن پیمان عاشقیمان را بر تو تبریک میگویم25 بهمن 1398
وقتی که اشتباه بوده مسیرم، چه چاره ای؟وقتی تباه بوده ضمیرم، چه چاره ای؟آلوده گشته ای که به چاه غم اش فتاددیدم که پوک‌بوده خمیرم، چه‌چاره ای؟ دیدم که راست نیست ولی پا زدم به راه پایی که دیده بود اسیرم، چه چاره ای؟ پرسید مغزم از این جان بی دفاع. وقتی که دید راه غلط را، چه کاره ای؟گفت از برای ندیدن حلول یافتجانی که میرود از کف، چه چاره ای؟پاسخ شنید عقل و برآشفت و چاره جستمغز است بر اراده مسلط، چه کاره ای؟دیدم میان جان و دلم گشته ا
وقتی که اشتباه بوده مسیرم، چه چاره ای؟وقتی تباه بوده ضمیرم، چه چاره ای؟آلوده گشته ای که به چاه غم اش فتاددیدم که پوک‌بوده خمیرم، چه‌چاره ای؟ دیدم که راست نیست ولی پا زدم به راه پایی که دیده بود اسیرم، چه چاره ای؟ پرسید مغزم از این جان بی دفاع. وقتی که دید راه غلط را، چه کاره ای؟گفت از برای ندیدن حلول یافتجانی که میرود از کف، چه چاره ای؟پاسخ شنید عقل و برآشفت و چاره جستمغز است بر اراده مسلط، چه کاره ای؟دیدم میان جان و دلم گشته ا
ببار ای تویی اشکهای دریابه شهر و زمین خزان دیده، یاراببار بر دل بیقرارم، پریشانببار با همه  ابر های زیبابشور هرچه خاک است از چهره گلغبار و غم  و غصه ها رابشور آن درخت عزیزیکه آلوده خستگی گشته اینجابشور حسرت و بی پناهی ماراببر غم، تو شادی ببار بر سر ماببار ای عزیز زمین و زمانمببار، جان من، عشق را بر دل ما
رسد ز افلاک نوای ماتمکه گشته برپا عزای خاتمروح الامین بزن به سینهبعد رسول بی قرینهکرببلا شود مدینه،واویلاجان به لبِ پیمبر استپیک عجل پشت در استاجازه دست کوثر است، واویلا(وا ابتاه وا ابتاه)۳ واویلاامان ز امت که بعد طاهادهند تصلی به قلب زهرافاطمه میشود عزاداردسته ی گل رسد ز مسمارنوحه گرش در است و دیوار، واویلاپنجه ی گرگ و اَبرویشغلاف تیغ و بازویشضربه ی پا و پهلویش،واویلا(وا ابتاه وا ابتاه)۳ واویلا*همین روزاست بین در و دیوار میگه "وا ابتاه و
 
بسمه تعالی
 
 
غزلیات فیض کاشانی و عرفان توحیدی
 
 
مقدمه :

استاد علامه ملا محسن فیض کاشانی از شاعران , عارفان , محدّثین ,  مراجع تقلید , مفسّرین کتاب نورانی خداوند قرآن
مجید , مهدویت پژوهان ِ قرن یازدهم هجری قمری و از مفاخر و بزرگان ِ تمام ادوار
عالمان اسلامی گشته است . ایشان در غزلیات عرفانی از پیروان نامدار ِ لسان الغیب
خواجه شمس الدین محمد حافظ گشته است . و غزلیات شیوا و فصیح ایشان سرشار از عرفان
اسلامی گشته است . در ذیل عرفان ت
 
بسمه تعالی
 
 
غزلیات فیض کاشانی و عرفان توحیدی
 
 
مقدمه :

استاد علامه ملا محسن فیض کاشانی از شاعران , عارفان , محدّثین ,  مراجع تقلید , مفسّرین کتاب نورانی خداوند قرآن
مجید , مهدویت پژوهان ِ قرن یازدهم هجری قمری و از مفاخر و بزرگان ِ تمام ادوار
عالمان اسلامی گشته است . ایشان در غزلیات عرفانی از پیروان نامدار ِ لسان الغیب
خواجه شمس الدین محمد حافظ گشته است . و غزلیات شیوا و فصیح ایشان سرشار از عرفان
اسلامی گشته است . در ذیل عرفان ت
مانده ام، مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب
جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب
هر سحر، هر سحر نام تو را با سوز دل سرداده ام
تا مگر بر تو رسد از من صدایی روز و شب
عاشقانه كو به كو شهر شما را گشته ام
تا بیابم شاید از تو رد پایی، رد پایی روز و شب
دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها
بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب
پیش رویم قاب عكسی از تو دارم ماه من
روز و شب با یاد تو، با یاد تو دارم صفایی روز و شب
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
unlupertrea raspratanis وب سرگرمی و تفریحی دل نوشته quepondgunsmus joagrumatcal coimoolessdeg پیام آوران پارسیان پایگاه تفریحی قلب خورشید قطره (ای از زندگی یک درگیر کامپیوتر) هنر آشپزی و بافتنی