نتایج جستجو برای عبارت :

لحظه ای که مرینت آدرین را بوسه

دیشب لذت بخش ترین شب همه ی اين سال هام بود
باهات حرف زدم اونم تصویری براي حدود ۴ساعت
گذر زمان رو حس نمیکردم ، نگاهت میکردم خنده م می گرفت دلم برات تنگ شده بود خیلی
همش صدات میزدم ؛ همش جونم میشنیدم
میگفتم دوستت دارم ، بوسه تحویل میگرفتم
نگاهت میکردم بوسه تحویل میگرفتم
نگاهم میکردی ، بوسه میگرفتی و لبخند!
تا لحظه اي که بخوابیم داشتم نگاهت می کردم ؛ جام رو نشونم دادی بین بازو هات ؛ کنار تن‌ت
تا آخرین لحظه که گفتی شومهان انقدر دلبری ن
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
املاک سهیلی صفحه ی وب " هادی شریعتی" تاریخچه و آداب و رسومات روستای بید ovhincontcom gabarsino ...دنیای الماسی... fekray pariiishon khodam Charlene's memory viepoteti شهید کربلایی مهدی شکیبا