نتایج جستجو برای عبارت :

عمرینت آدرین

سلااام^^لاوانم تو وب مایسا دیدم ک تو مصاحبه با ادرین تو عشق دروغین ملینا چان گفته بیدن خدا ما کاش یبار با آدرين میراکلس بحرفیمXDپس منم واستون فراهم کرده بیدمبریددد^^(این آدرين هیچی ا ماری نمیدونه:/کلا میراکلسیه دگ)دگ حرفی ندارم گوشیو بدم آدری سان ک وخ طلاس:))برید ازش بپرسید^^
میخوام وقتی دارم رمان برگرد پیشم و ماشین کشتارو میدمیه رمانم بنویسم وقتی تموم شد بدم3 تا ایده دارم یکیو انتخاب کنید (:1: بازی عشق : مرینت و آدرين توی یه بازی کامپیوتری حریف همن که یه انجمن مخفی که مال دولته مجبورشون میکنه با هم همکاری کنن تا یه موسسه ای که سعی داره روحیه بازیکنان رو حین بازی دستکاری کنه و و مجبورشون کنه خودکشی کنن رو شکست بدن ولی این دو تا باهم نمیسازن از روی کت چشم ذهن کش رفتم :/2 : شرارتمو خاموش کن : آدرين یه دیوه مرینت پری پری
خبببب^^تو این داستان مارینتی وجود ناره و آدرينه:))من اینجوری توصیفش میکنم : عاشقانه های خواهر و برادر موضوع" ملودی و آدرين و آدرينا خواهر و برادرن و ملودی و آدرين طی ی اتفاق که هیچکس نمیدونه باهم قهر می کنن ولی این قهر معمولی نیست و ی کینه وحشیانه ست که به قلب ملودی آسیب میزنه و آدرينو ناراحت میکنه و  باعث اتفاقاتی میشه تا این خواهر و برادر بفهمن که چقدر خوشبختن که همو دارن.اسمش کینه صد ساله هست این فقط یکی از داستانامه که به احتمال ۵ قسمت
ظاهرا کاهش دستمزد کارکنان یوونتوس که باعث صرفه جویی مبلغی 90 میلیون یورویی شد، چندان خوشایند آدریان رابیو نبوده است و این هافبک فرانسوی در اعتراض به تصمیم یوونتوس، اعتصاب کرده و با ماندن در فرانسه قصد بازگشت به ایتالیا را ندارد.   این مسئله باعث ناراحتی مدیریت یوونتوس شده و این هافبک 25 ساله فرانسوی پس از بازگشت به ایتالیا، باید پاسخگوی این حرکت خود باشد. رابیو که سالانه 8 میلیون یورو در یوونتوس دستمزد می‌گیرد، ممکن است در پایان فصل از
سسسسییییییللللللووووووممممممممبالاخره به گشادی خود غلبه کرده و گذشته ی آدری رو گذاشتهخودمم نفهمیدم چی گفتمبرا ورود رو پوستر بکلیک.آدرين»روزی که برای اولین بار دیدمچشم های آبیت راغرق آنها شدمموهای به رنگ شبتبا آنها به خوابی عمیق فرو میروممرینت»زمرد های سبزت مستم میکنندهرگاه در آنها نگاه میکنمچمنزار را میبینمهمیشه خورشیدی به همراه داریکه همیشه میدرخشدمرینت و آدرين»هیچ گاه یادم نمیرود اولین نگاهت راهمیشه در خاطرم بودی و هستی و خوا
آدرين»روزی که برای اولین بار دیدمچشم های آبیت راغرق آنها شدمموهای به رنگ شبتبا آنها به خوابی عمیق فرو میروممرینت»زمرد های سبزت مستم میکنندهرگاه در آنها نگاه میکنمچمنزار را میبینمهمیشه خورشیدی به همراه داریکه همیشه میدرخشدمرینت و آدرين»هیچ گاه یادم نمیرود اولین نگاهت راهمیشه در خاطرم بودی و هستی و خواهی بوداما آن روز که از هم جدا شدیمانگار دنیا را از من گرفتنداین را بدان که از ته دل دوستت دارممیخواهم فریاد بزنم که عاشقت هستمزمانی که
خب .سلامخیلی وقت بود داشتم دنبال یه ایده واسه ی چالش میگشتم تا بالاخره به ذهنم رسیداین چالش چون اولین چالش منه خیلی اسونهخب چالش راجب اینه که فرض کنید شما مارینت هستید و خیلی خجالت میکشید حالا میخواید عشقتون رو به آدرين بگید ولی جوری که آدرين تحت تاثیر قرار بگیره.هرکس ایده ای به ذهنش اومد بنویسه تو نظرات بعد من یه پست جدا میزارم و بعد از رای گیری برنده اعلام میشهببینید میتونید مثل یه داستان کوتاه حسابش کنیمیه داستان کوتاه با این موضوع
اینم طالع بینی با طراحی خودم و خواهرم خب بگید کی شدیدااامن و خواهرم مارینتیم!!!فروردین** پلگاردیبهشت**گابریلخرداد**جولکاتیر**لوکامرداد**کلوییشهریور**الیامهر**آدرينآبان**ریناروژآذر**مارینتدی**کت نواربهمن**کویین بیاسفند**لیدی باگ
*موهایش را تک تک میکند*بسم الللهههههههT^Tیا عبااااااس یا قسممممم امیلی زنده بید و فلیکس میره جای آدرين خودشو جا میزنه و لیدی باگو بوس میکنه حاکی امیلی زنده میکنه>~<*شروع به شماریدن مود*برای دیدن  تریلر اپیزود بکلیک
خب سلاممممم.اینم از چالش این هفته.موضوع رو یکم سختش کردم.همونجور که مبدونین هرمسابقه ای یه قوانین و جوایزی داره و همچنین موضوع .خب امیدوارم که همتون موفق باشیدموضوع:تنفرقوانین:تو این موضع داستانتون یا باید آدرين از مارینت متنفر باشه یا مارینت از آدرين.نمیشه هردوشون از هم متنفر باشن یکی از این دو تا باشهپایان داستان هم.آزاده یا پایان خوب بزارید یا بد پایانش باز نباشه*جایزه*نفر اول:میتونه یه چیزی ازم بخواد.حالا اونشو خودش
خب بچه ها بعد ۲۵ هزار سال پارت پنج آمده برید بخوانید که از دست نرهههه البته ممکنه یه کمیکوتاه باشه ولی تگران نباشید این یه پارت سوپرایزه.۳ هفته بعد زخمی شدن کت۲۰۲۰/۵//۲۴آدرين:اونروز نفهمیدم واسه کفشدوزک دقیقا چه مشکلی بیش اومد ولی زد آشولاشم کرد بعدشم تبدیل شدمبه آدرين و رفتم خونه و حبس خونگی این ۳ هفته رو دست وبپری و کاراپاس و بقیه بجز منو مرینتگذشته ولی نگرانی من اینه که امروز بیستو چهارمه و ففط هفت روز تا سنگ شدن مرینت مونده!!!تازه اونروز ا
سسسسللللللاااااااااممممممممببخشید دیر به دیر پارت میدمبه هر حال مدارس شروع شده و درسا هم سسسسسننننگگگگگییییینننننزیاد مختونو نمیخورم برید ادامهآدرين»روزی که برای اولین بار دیدمچشم های آبیت راغرق آنها شدمموهای به رنگ شبتبا آنها به خوابی عمیق فرو میروممرینت»زمرد های سبزت مستم میکنندهرگاه در آنها نگاه میکنمچمنزار را میبینمهمیشه خورشیدی به همراه داریکه همیشه میدرخشدمرینت و آدرين»هیچ گاه یادم نمیرود اولین نگاهت راهمیشه در خاطرم بو
تو این داستان کت و لیدی حویت رو میدوننتوی یه مبارزه با مجسمه ساز لیدی باگ مستقیما میجنگه و زخمی میشه استاد فود میگهاین یه زخم معمولی نیست و قربانی و طی ۳۰ روز به سنگ تبدیل میکنه وبا این کار نگرانی مریننت روبیشتر میکنه مرینتم به آدرين میگه و آدرينم کلا پشیمون میشه که چرا اون لحظه خودش کمین کردهبوده و اونجا نبود خلاصه میره بیرون گشت زنی که حاکماث با آکوماها پیام میفرسته و بعد گوریزیلازاهر میشه و لیدی باگ بدون توجه به زخمش میره کمک و بدتر میشه
مرینت دوپن-چنگ:مرینت که نقش اصلی این داستان است در مدرسه فرانس دوپان پاریس درس می‌خواند. پدر و مادر او (تام دوپن پدر) و (سابین چنگ  مادر ) صاحب بهترین قنادی پاریس هستند و از قشر متوسط جامعه هستند. بهترین دوست او آلیا سزار است و عاشق همکلاسی خود یعنی ادرین اگراست است. خصوصیات اخلاقی:وقتی با ادرین صحبت می‌کند لکنت زبان می‌گیرد-مهربان و دلسوز و در برخی مواقع دست و پا چلفتی از خصوصیات اخلاقی وی است.نام ابر قهرمانی مرینت 《لیدی باگ
هااااااااااااااای میراکولرزخب خب بریم ببینیم شباهتارو ولی شباهت داریم تا شبــااااهترِدی؟چشمانش بادومی می گردد البته آدرين رو به راپونزل قبلا  داشتیم و فکر میکردیم فامیلی چیزی ان ولی آدری و السا تام و جری تقدیم میکنند خب خیلی ها الان به کت بلنک میگن :کت السا شما چی؟ادیـــــت <::::آدری بلنک::::>پیشی ژان شیطون فقط خندش رو نیگاامم به عنوان اولین کمیک چطور بید؟نظر بدید ژیگراممیراکلس بمونیــــد
آهنگ:(ترجمه اینگیلیسی نداره):سلام دوستم!آماده ای؟آماده ای تا عشقتو پیدا کنی؟اگه آماده ای منتظر چی هستی؟به زن به چاک!مرینت:از تخت پا میشمصورتمو میشورمبه مامی سلام میکنماو چه خورشیدی!آدرين:لباسامو میپوشم میرم دانشگاهیکم آهنگش بدهبرو ادامه
من_ میشه بقلم کنی؟با تعجب بهم نگاه کرد و من گفتممن_ چیه خب؟ دل شوره دارم خب اگه خانوادت ازم خوششون نیاد چی؟ هر وقت دل شوره دارم یکی هست که بقلم می کنه و بهم نگران نباش اتفاقی. با بوسه داغش روی لب هام آروم گرفتم انگار آرامشی رو که می خوایتم پیدا کردم بعد هم که.در آغوش گرفتم و من هم با گرمای تب گونه اش گرم شدم .کنار گوشم گفتآرتیمیس_ من پیشتم .نگران نباش.و گاز آرومی از گوشم گرفت که همان موقع کالسکه ایستاد و به ما فهماند که رسیده ایم.موهایم را
دانلود حل المسائل ترمودینامیک مهندسی پیشرفته آدرين بیژن – ویرایش چهارمدانلود حل المسائل ترمودینامیک مهندسی پیشرفته آدرين بیژن – ویرایش سومدانلود حل المسائل کتاب اپتیک پدروتی – ویرایش سومدانلود حل المسائل کتاب اصول فیزیک آماری و فیزیک گرمایی فردریک رایفدانلود حل المسائل کتاب انتقال حرارت لطیف جی جی – ویرایش دومدانلود حل المسائل کتاب انتقال حرارت هدایت لطیف جی جی – ویرایش سومدانلود حل المسائل کتاب تحلیل عددی کارب
خب خب سلام من برگشتم هورااااااا تو این قسمت ما میفهمیم که یکی از عوارض طلسمی که مجسمهساز روی لیدی باگ اجرا کرده سر شدن بدن و بیهوشی چند روز به چند روز و وحشی شدنه پس بریدادامهههههه۲۰۲۰/۵/۲۱۰:۵۰ صبحآدرين/کت نوار:رفتم خونه ی رینا روژ تا بهش میرالکس روباهو بدم تا بیاد کمکم اما نبود حتما یه جایی بود چهمیدونمباید برم اونجایی که حاکماث گفته ولی رفتن به بالا ی برج ایفل سخته اونم وقتی که کلی تماشاچیتئاتر اونجا باشن من میرم ولیالان رسیدم و اتفاقی
حالم بد میشح خدایایی•~•                                        خیره به چشمای سبزت هستمهنوز نمیدونم چی شدهقلبم چرا تند میزنه؟سرم چرا درد میکنه؟نفس کشیدنم سختهتو چقدر منو میخوای؟چقدر منو دوست داری؟مطمئنی عشق من؟مطمئنی قلب کوچیک من؟من هنوز تورو یادمه!فراموشت نکردم!ترکت نکردم!قول دادم پیشت بمونمو توهم به قولی که من دادم عمل کن*مارینت*-هیچ غلطی با اجازت.-.-باش پص ط دگ غلط نکن بیزحمت:|و با دمپایی
باید درباره قسمت فلیکس بگم که.گابریل تصمیم داشت به ادرین بگه برای زنده کردن امیلی چه نقشه ای دارهه که ادرین گفت میدونه با ورود ناتالی اونا خوشحال ترن و ناتالی می تونه خانوادشونو تکمیل کنه گابریلم عصبانی شد و رفتمکالمه ادرین و گابریل-گابریل:آدرين من ی چیز مهم رو باید بهت بگم که هر روز می خوام بگم ولی نمیشهادرین: فکر کنم من اونو بدونمگابریل: واقعا؟ تو از کجا -ناتالی شمارو خوشحال تر می کنه و شاید بتونه خانوادمون رو تکمیل کنه-*جمله اخر
سلاممممممممممم بالاخره بعد مدت ها برگشتممممم قابل توجه کسایی ک نمیدونید من بعد سفرم از کربلا تبلتم رو ازم گرفتن و تمام قسمتای رقص در جهنم توش بود برا همین نتونستم بزارمش ببخشید اما الان بهم دادنش و اومدم بزارمش و دیگ از این به بعد میزارمش دوستان پس بپرید ادامه ک دیرههههه بعدی 100 تا حداکثر 150 تا !(از زبان آدرين )How can you see into my eyes like lover?چطور میتونی به چشام مثل یک عاشق نگاه کنی ؟leading you down into my core where l've become so numb در هایی که تورو به درون م
سلامممم دوستانمممقسمت جدید رو اوردممممممخودتونم دیگ میدونید ک خیلی داستان هیجانی شده الان دیگ خیلی از راز ها آشکار شده اما هنوز یک ریز کاری های مهمی باقی مونده !!!به زودی قراره یک نبرد خونین داشته باشیم پس آماده باشیددددد فرشتگان (شخصیت ها رو میگم ) جسیکا ، شینا ، الی و بقیه دوستای  گلم پیش به سوی ادامههههههههه (از زبان آدرين )How can you see into my eyes like lover?چطور میتونی به چشام مثل یک عاشق نگاه کنی ؟leading you down into my core where l've become so numb در هایی که ت
سلاممممممممممم گوگولی هااااا قسمتتتت جدیددددددد بابت تاخیر پوزش می طلبم سرم انقد شلوغه بدبختی اینجاس ک اول کاری امتحانات میان ترمم داره شروع میشه =________=این قسمت جزو حساس هاست بدویددددد ادامههههه یکم ور ور تو این قسمت زیاده خخخخ بیشتر تو گذشته سپری میکنیم بعدی حداکثر 150 حداقل 100 (از زبان آدرين )How can you see into my eyes like lover?چطور میتونی به چشام مثل یک عاشق نگاه کنی ؟leading you down into my core where l've become so numb در هایی که تورو به درون من راهنمایی می
سلام به همههههمرسی ک منتظر موندین:)این قسمت مارینت و آدرين هم هستن^0^قسمت بعد توی ادامه^_^راستی داریم به آخرش می رسیم خواستم بدونم یه داستان دیگه بزارم یا همین رو توی یه فصل جدید ادامه بدم؟۰-۰بعد هم این که اگه فصل جدید باشه چجوری باشه؟اگه داستان جدید باشه چجوری باشه؟با نظراتتون منو راهنمایی کنید،---،اینم کوامی جولی:)همون کای
سلام راستش میخوام یه چالش بذارمچالشمون اینهکشیدن نقاشی از مارینت یا آدرين ورژن کریسمس میدونم شاید براتون سخت باشه ولی خوشحال میشم شرکت بکنید وقتم زیاد دارید امروز دوشنبه هستش من تا جمعه نقاشیاتونو قبول میکنم بعدش میزارم تو وب و تا دوشنبه لایک گیری میکنیم و هرکس که لایکش بیشتر بود برنده میشهبرنده میتونه دو چیز رو ازم بخواد یک قسمت از هرکدوم از داستانامو که بخواد یا یه قالبی چیزیخب امید وارم شرکت کنید 
سلام سلاممن قبل از حنا کانال زده بودم ولی حالا عمومیش کردمخلاصه ی همسر دوک : آدرين یه مرد خشن و مرموز و به شدت سرده که با خیانت نامزدش از آشپز شخصیش میخواد اونو بکشه ولی همین موقع خانواده ی دوک میان و ادرین مجبور میشه آشپز شخصیش و جای نامزدش جا بزنه اما با فرار نامزد اصلی خائنش دردسر های جدید شروع میشه.رمان جدید بامداد :مارینت طراح جواهرات معروفیه که مهتم به قتل شوهرش میشه و محکوم به اعدامه اما شب قبل از اعدام برادر شوهرش نامزدی
معذرت که فعال نیستماتاق سرنوشت و پرنسس کارائیب و در فصل 8 چه باید بشود؟ رو نوشتمپرنسس کارائیب رو فردااتاق سرنوشت پس اون یکی فردا و در فصل 8 چه باید بشود رو پنج شنبه میدمباش؟؟یه عکسایی از ماری آوردمبه آدری نشون بدیم درجا عاشقش میشهاین عکسشو دوست*-*اینم باحالهچقدر نازززززززززززززززززز شدی!اینجا هم خوشملهعکس آخرم هیچ ربطی به مارینت نداارهآدرين اگه شوکولات بود:جاست به نانامنبع:پینترستخببابلایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
سلام! قراره این پست یه پیوند دوست داشتنی باشه بین من، شما و تمام کسایی که واسه بهتر شدن حالشون قدمی بر می دارن،دوره ی 30 روزه ی یوگا با آدرين "DEDICATE" اینجا قرار داده شده!برای مشاهده‌ این آموزش ها اینجا کلیک کنید!در بخش صفحات جانبی دوره های دیگه رو هم می تونید ببینید :)
سلامماومدم با بیوگرافی داستانم****شخصیت های اصلی: مرینت دوپن چنگ،آدرين آگراست،لوکا کافاعین، آلیا سزر،نینو لحیف،ناتانائیل (فامیلیشو نمیدونم)،آلیس نور-ون (به شخصیت نیازمندم)اگر میخواین تو داستان باشید اسم،فامیل،علایق و تنفر و شخصیت ظاهری بدیدتعداد فصل: نامعلومتعداد قسمت:بازم نامعلومداستان: بگم؟ نه نمیگمتیکه هایی از داستان:-چیییی گگففتیییی؟؟؟!! امکان نداره!.چطور تونستی؟- واقعا ازت انتظار نداشتم مرینت- هوممبه نظر خوب میای- ممنمن.ع

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
Santiago's style Paul's receptions bagmedesur دانلود آهنگ شاد جدید morpairewhirl inlecbiopel علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi ترس نه اما فاش می گویم حقایق تلخ اند... hostkanbergsing مطــــــبــخ گیـــــــــلانـــــــــــــی