نتایج جستجو برای عبارت :

عشق لیوای میکاسا

هاییییییییییییی.یه سری عکس آوردم از اتکی ها توی زمان حالکه اگه الان بودن چه جوری میشدن.شما کدومین!؟!؟هیسو خوشگلهه!!*کراش زدن رو جان و کنی*جان به جاان خودم با همین تیپ بری خواستگاری بله رو از ميکاسا گرفتی!!نمی دونم چرا دماغ ساشا توجهمو جلب کرد!!چیه کنی؟؟الان فکر کدی اونجوری زل زدی تو دوربین خیلی هاتی؟؟؟می خوای رویاهاتو به باد فنا بدم؟؟عکس پایینو.ارن چه جیگری شدهههههههههههههههههههههههههه!!ولی فقط و فقط تیپ آرمین یه راست تو پانکراسم!!ميکاسا
شـــب مهتـــابیموضوع : ریوامیکا فن فیکشن نامبر 1 _____________________________________________راوی_ به طرف پنجره رفت قرص ماه درون اسمان شب خودنمایی میکرد.در حالی که به ماه زل زده بود گره دستمال گردنشرا باز کرد لیوان چای را به شیوه خودش دست گرفت ونزدیک لبش برد که صدای گریه دختر روی پشت بام خانه روبه رویی نظرش را جلب کرد لیوان را پایین اورد برای بهتر دیدن دختر چشمانش را ریز کرد با اینکه پشت دختر به او بودشناختش دختر ناگهان بلند شد به لب بام رفت و کم
نوروزههههههههههههههههههعیدههههههههههههههههههههههههو پست مخصوصهههههههههههههههههههههامشب عید در کنار اتک ان تایتان هستیمممممممماینو یواشکی از گوشی ميکاسا کش رفتممممماول بریم خونه ارن و ليواياینم قیافه بچه ها وقتی چیزایی که ساشا درست کرده رو میبینن^^منظورم اون شیرینی های خوشمزس.و ميکاسا مجبور میشه ارن و آرمین رو از اونجا جمع کنه که خودشونو خفه نکننچیزی که وقتی ميکاسا در یخچال آرمین را باز میکند میبیند:واکنش ليواي با دیدن اتاق ارن وقت
.ارن : ميکاسا -___- تخمه هارو کجا گذاشتی -__-؟ميکاسا: من دست نزدم دست کاپیتان ليواي بود !آرمین :ارن حالا شیرینی بخور تخمه فعلا در دسترس نیست ارن : کی از تو نظر خواست . من زالو نیستم ! (نمیدونم ربطش چیه ولی خب دیگه ارن کلا چرت و پرت زیاد میگه @__@)*ناگهان ليواي با دستکش پلاستیکی و ماسک میاد از تو حموم در میاد و یه سطل تخمه خیس میذاره وسط   : بیاین . کوفت کنید -__-ارن : عع. کاپیتان. میگم. اینا چرا خیسن. یه بویی هم میدن @__@ *ليواي بدون کوچک ترین توج
خب خب.بعد از سالیان سال یه پستی گذاشتم :|این دفه نوبت اتکهعزیزان اتک می‌فهمن که ليواي که انقد کوچیکهچقد تعداد طرفداراش نسبت به بقیه بیشتره :/این جوان 37 ساله تقریبا همسن باباشون چقد فن گرل داره ک دلشون میخواد ی دفه پوست ليواي رو لمس کنن :/و مسئله مهم اینجاست!! اونا با ارن شیپش میکنن :|عکس العمل ارن:ارن: '-'. فک کنم ليواي اعتراف کرد ک گی نیست ک انقد شیپش میکنید با من :/فن گرلا:  خودت که هستی :/ارن: هولی چیز >:||  اصلا معلوم شما چی میگید !؟ ینی می
ساخت خودم^^خودم کاراکترم شد کریستا/هیستوریابد نیس ولی دلم میخواست ليواي یا ميکاسا بشم:(شما هم بگین کی شدینکسایی که گفتن میخوان اتک ان تایتان رو معرفی کنم شرمنده الان یه خورده دستم بند شده دستم خالی شه بلافاصله معرفی میکنم^^بازم شرمنده:(
کنیچوا مینا سان من داشتم میرفتم که فن فیک و تایپ کنم اما گفتم که بخاطر تاخیر براتون یه پست بذارم که سرگرم بشین تا من میام خب این پست موضوعش این هست که فرض کنید ایسایاما قبول کرده که داستان رو ارمیکا کنه اما شرط گذاشته که باید فندوم ها بین این شرط ها فقط یکی رو انتخاب کنن شما بودین کودوم رو انتخاب میکردین ؟ 1- مدت سیزده ساله ارن به پایان برسه و ارن  هنگام مرگش ميکاسا رو ببوسه و بگه همیشه دوست داشتم2 - ميکاسا جانش رو فدای ارن کنه و ارن جنازش رو در
بین اسمش (و) نذارید.همین جوری بخونید ارن آرمین ميکاسا.چون درستش این@_@این ها ماجرا های خنده دار اتک ان تایتانی ساخت خودم هستند $__$بخونیدش ببینم خوشتون میاد یا نه.انقدر منو بر و بر نگاه نکن برو ادامه :|
یه سری عکس طنز براتون آوردم امید وارم خوشتون بیاد ^___^خب تو این عکسه ظاهرا ميکاسا حرص ليوايو در میاره ليوايم تلافی میکنه وای خدایا تا حالا هیچکیو ندیده بودم انقدر شبیه راینر باشههه هانجیووووو مارک آرمین فقطپشت صحنه نوازش هانجی توسط ليواينگید که موقع مرگش قیافتون اینجوری نبودهرمانتیک بازی ممنوع فقط ميکاسا پشت پنجرهتایتانا با کسی شوخی ندارندر توصیف این عکسم چیزی نمیگم فقط ليواي من لوگوی رستوران انتخاب کنم این شکلی می
سلام!! هی میخواستم پست بزارم هی وقت نمیکردم. و راجع پست قبلم. گومنه که آخرش اینطوری شد، هر کاری کردم خراب تر میشد و دیگه آخرش بی خیالش شدم و اومدم که پست افتضاح(درست نوشتم؟!؟ )  قبلی رو جبران کنم، با عکس هایی از تمام شخصیت ها که در اتک هستن :
خبببببب چالش ساختم براتون*-*ماه تولدتون:فروردین:ارناردیبهشت:آرمینخرداد:ميکاساتیر:ليوايمرداد:ساشاشهریور:کنیمهر:جانآبان:آنیآذر:هانجیدی:اروینبهمن:راینراسفند:برتولت رنگ موهایتان:مشکی:مست کردقهوه ای:خودشو با پاپکورن خفه کردبلوند:کرونا گرفتبقیه:موهاشو آتیش زدحالا فصل اتک آن تایتان مورد علاقتون:فصل 1:چون دلش خواستفصل 2:چون میهن بلاگ سادیسم دارهفصل 3:چون ليواي تو غذای همه وایتکس میریزهفصل 4:چون ارن کیک درست کرد(وای به حال کسی که اون کیکو خور
ميکاسا*با تعجب*:تو.تو.بهپپ.پلیسا میمیگی خخر؟؟!_آره.خرن دیگه!!وگرنه اون شب دوتا بچه نمی پریدن وسط ماجرا و.*معذب،معذب*:متاسفم.*سکوت دیوانه کننده*آنی:خب،الان کجایی؟؟؟_خوخونه ی همونهمون پهمونی که اون شب+همون پسره که اون شب بامن اومد کمکت آه؟؟*ميکاسا با خجالت سرش را تکان می دهد*_چرا انقد من و من می کنی؟؟+خبخب من.راستش.آنی*ازجا بلند می شود و دستش را دراز می کند*:ههووفف!!من هیچ وقت دوستی نداشتم.و بهش احتیاجی هم نداشتم.ولی.انگار تو خیل
_راوی__اواخر سال 2016_معلم*به زور کلاس را ساکت می کند*:خب.بچه ها امروز یه دانش آموز جدید به کلاسمون ملحق میشه._دانش آموز جدید؟؟_وسط سال؟_البته. فقط.شرایط این دوست جدیدمون یه کم خاصه.اون به تازگی پدر و مادرشو از دست داده و من توقع دارم شما باهاش مهربون باشید.باشه؟؟_چشم خانوم معلم!_خوبه.*صدای در*مرد چاقی درحالی که دست دختر بچه ی لاغری را گرفته وارد کلاس می شود:بفرماید خانوم کوچولو.اینم کلاس جدیدت. دختر بچه با خجالت سر خود را بالا می آورد و به زن جوا
های گایزییییییی!!این نیم پارت چیز خاصی نیست، خیلی هم مهم نیست، هیچ جای داستان هم به کار نمیاد گذشته ی لوکاسه که یه سریا خواسته بودنش، فقط اینو بگم که اگه حوصله تون نگرفت کلشو بخونین "آنچه در پارت بعد خواهیم خواند"  و سوالات تهشو حتما بخونین!و شاید به این هم احتیاج پیدا کردین:_: ميکاسا+: ليواي$: وینرا%: آرمین#: ارن@: آنی&: لوکاس×: کارلوس*:هیستوریا رایس» : اروین^: میکه.): نیفا(: "رئیس"/: فریدا8: زیکَ: ایزابل=: فارلانو.اینم ضریب هوشی کارکترا:ضریب هوش
سلام خوبین؟همون طور که یادتونه اینجا پارت اولو گفتمالا پارت دومو میگمه ی باکوگو و قدرت ارن غیر فعال میشودالمایت:میگم. بدم نیستا! میتونن یه مبارزه ی تمرینی با این پسره داشته باشن!!_بابا گیر دادیا المایت_نه ایزاوا. فکر خوبیهایزاوا:همه به خط شین. میخوام با ارن مبارزه کنینباکوگو:این نفله که قدرتی نداره در برابر ماها!هانجی:میگم اگه میشه فقط با این تمرین نکنین_ینی چی؟_ما دو نفر دیگرم داریم_خوب خیلی خوبه که! _اره راینر،برتولت،وقت تبدی
های های گایزززیییی زود تند سریع بپرین ادامه که داستان از اینجا شروع میشهراستی یه چیزی. از این به بعد دیالوگ هایميکاسا با: _ليواي: +ارن: #آرمین: %آنی: @وینرا: $راینر : &اروین: »با این ها نشون داده میشن.جمله های بین *.* احساسات، یا واکنش و حرکات افراد هستن و وقتی بین مکالمه ها جمله ای بین »قرار بگیره یعنی داره توی ذهن فرد گفته میشه.حالا که حرفم تمومید پسبدوو که ادامه منتظرتههههههههه!!!
در ادامه ی مشخصات سامسون:استعداد ها و نقاط قوت:استراتژی،همدلی،شهادت دادن،ایجاد احساس آرامش،معاشقه،پیش بینی روحیات ليواي(این یکی از هر کاری سخت تره)نقاط ضعف:بی پروایی،بی انگیزگی،غیرقابل اعتماد بودن،بی رحمی وقتی که تحریک میشه(!!!)،نمی تونه کاری رو رها کنه،بیش از اندازه مظطربه و بیش از اندازه به خودش سخت می گیره.لی زوئه آکرمنمعنی اسم:علفزاراسم توسط/برای انتخاب شده:اسمش توسط ليواي انتخاب شده چون هم قافیه ی چایی(tea)هستش-____-اما هانجی اون رو با
_راوی: ارن یاگر_حس کردم شاید باید یه اس ام اس به ميکاسا بزنم.لااقل حالشو بپرسم!! خیلی وقته که دیگه اصلا نمی بینمش. یعنی تقریبا بعد از اون روز دیگه یه جوری باهام رفتار می کرد.اون خاطره رو یادم اومد._اواخر سال دوم دبیرستان،ارن_من باید اینو بهش بگم!! هیچ تضمینی نیست که بازم اونو اینجا ببینم!!نامه مو محکم گرفتم دستم و رفتم توی کلاس. پیش ميکاسابود.طبق معمول. روی میز نشسته بود و خیلی اروم حرف می زد. رفتم سمتشون.ميکاسا از جاش پرید: سلام ارن!! بالاخره رسید
در ادامه ی مشخصات لی لا:علایق:قسم خوردن،پسران بی دست وپا(فک کنم به خاطر همین آرمینو دوس داره)،حموم آب سرد،رنگ زرد،نبرد ومبارزه،سازماندهی،شعر،اساطیرچیزایی که دوست نداره:استکبار،تایتان ها،هرچیز لاغری،احساساتی بودن،سخنرانی،افراد ساده لوح وکوته بین،جمله ی باید بیشتر شبیه یه خانوم رفتار کن”آشپزی،ساختار بندی(!)استعدادها(نقاط قوت):همه ی اشکال نبرد(تو هر چیزی که مربوط به نبرده ماهره)،ایجاد انگیزه برای دیگران،سطح صحیح در وضعیت های وخیم،بر
های های گایزی جونیااااا! امروز تولد داریم اونم چه تولدییییییی!!تولدت هپی مپیییییی کی دوم جونیییییییییی!!خب خب خب،تو از قبل پیرتر شدی اما بهتره نیمه پر لیوان رو ببینیم، الان از آینده خودت جوون تری! پس، از این جوون تر بودنت لذت ببرو بیشتر و بیشتر انیمه ببین و با کی اول بگرد و از بحران های زندگی ت نهایت استفاده رو ببر و با این امید زندگی کن که یه روز یه دونه داس عزرائیل بخری و به منم قرضش بدیییییییییییی پس،با زندگی ت کیففف کن!! اینم کیک تو
سلام گایز!دایجوبه؟اول پارت 26 رو بخونن بعد بیاین اینجااا@@!یه توضیحی راجع به این نیم پارت بدم که واقعا مهمه. ین نیم پارت حدود ده سال قبل از داستان اصلی رو تعریف می کنه و پرشای زمانی رو توی خود متن نوشتم که البته زیاد نیستن. خیلیا ممکنه بعد از خوندن این پارت بگین ليواي اصلا شبیه ليواي نیست که من این حرفتونو قبول دارم اما چند تا نکته هم دارم اول اینکه ليواي اینجا خیلی جوونه و هنوز پیش کنیه( دقت کنین کنی ترکش نکرده) که همین کلی روی رفتارش تاثیر می
سلام گــایز امیدوارم حسابی خوب و خوش باشید همگی خب این هم اخرین امار نظر سنجی : خب مشخصه که کودوم شیپ ها بیشترین امار رو داشتن . شیپ اول : ریواترا (ليواي با پترا )و دومین شیپ که بیشترین رای رو اورد : ریوامیکا (ليواي با ميکاسا)شیپ سوم ارمیکا شد که به دلیل اختلاف رای کلا نمیارمش از همه اونایی که شرکت کردن ممنون خب کلیپ ترکیبی از ریواترا و ریوامیکا  من دوسش دارم امیدوارم شما نیز لذت ببرید (رسما پدرم در امد تا تونستم به این
یعنی ليواي با اون کت و شلوار راه راه و چوب دستش و کمربند خوشگل شلوارش و اون مدل لباش نمونه ی کککاامممللل یه استاد ایرانیه!!ميکاسا*در ذهنش*:یعنی ارن واسه کی داره اونجوری ژست خوشگل می گیره؟؟*عصبانی*:من باید اون فردو بکشم!!ليواي:شما خوب می دونین من یه همچین کاری نمی کنم چون.دستام کثیف میشن!!جورابای کنی چه خوشگلهه!!نمای کلی دخترامون.پ.ن:ساشا جون می خوای کمکت کنم تمومش کنی؟؟سوال این پست:به نظرتون تو دنیای واقعی کی بیشتر از همه پیشنهاد داشته؟!؟(فعل و
 هایی گایز. قبلا راجع به این گفته بودم که قیافه و حالت ارن تو این چیپتر خیلی فرق داشته و الان عکس و شرحشو آوردم.خب،اول یه توضیحی راجع به ولوم و چیپتر توی مجله شاید یه سریا یادشون نباشه.چیپتر:به هر قسمت از مانگا میگن. درمورد مانگای اتک آن تایتانف ماهی یه چیپتر توی مجله ی بساتسو شونن منتشر میشه.کجله های مانگایی: مجله های مانگایی مثل بساتسو شونن و شونن جامپ، ماهیانه یا هفتگی منتشر میشن و توی هر جلدشون یه سری مانگا دارن. مثلا مجله ی ماه اوریل بسا
کنیچوا عشقانمخب براتون عکس شخصیت های مرد داستانم رو اوردم ومیخوایم که از نظر جذابیت رتبه بندی شون کنیمقبلش چندتا نکته بگم :_ این رنکینگ بر اساس سلیقه خودمه ، کاملا طبیعیِ که نظراتمون فرق کنهپس برای همین از همه تون میخوام شما نظر خودتون رو کامنت کنید ببینم چقدر تفاهم وتفاوت داریم ^___^_ فقط افرادی در این رنکینگ شرکت داده میشن که با ميکاسا شیپ میشن مثل ارن ، ليواي، ویلیام و._و اینکه فقط وفقط از نظر قیافه سنجیدم کاری به اخلاق خوب یا جنتلمن بودنشو
های گایزییییییی!!تادایمااااااااااااااا!!!! و همچنن نمی تونم عکس بزارم =_= گومنه.خخاابببب عارضم به خدمتون که، قبل از پارت:از ده نمرهارن یاگر: 8/5ليواي آکرمن:9/5کارلوس لاوین: 10لوکاس لاوین: 11اروین اسمیت: 7آرمین آرلرت:6/5ميکاسا آکرمن: 9شونوتسکه وینرا: 9هیستوریا رایس: 11راینر براون: 6 ( #انتقام_شیرین_است)ساشا براوس: 8یومیر: 7نیفا (فامیلی شو نوشتم زاخاریوس چون خودش فامیلی نداشت دیگه گومن XD) : 6/5میکه: 7کنی آکرمن: 5 =_= (الان پیر شده جوونیاش جذاب بوده)یوری رایس: 9
سلام گاییززززیییییی دایجوبه دسکا؟؟مرسی از اینکه اینهمه رو پستای قبلی نظر دادین دوتا چالش یادرواقع دوتا سوال آوردم.سوال اول(بیشتر واسه ليواي فناس)اگه یه روز تلفنتونو جواب بدین و ببینین ليواي پشن خطه واکنشتون چیه؟!؟و سوال دوم:اگه بتونین فقط و فقط و فقط یه نفرو تو اتک زند کنین اون کیه؟؟1_اروین2_مارکو3_پترا4_ساشا5_بابابزرگ آرمین6_کِنی7_کارلا8_ایزابل(آبجی ليواي)9_میکه10_موبلیت11_هیچکس همینجوری خوبه.فردا نتیجه و جواب مسابقه ی قبلی رو میگم ها!!ه
یو مینانصف صبی ازینا ساختم:/خو ببینین خوب شده .-.؟کاپی کار در جهنم میسوزد:|ماه تولدفروردین: ارمیناردیبهشت: ارنخرداد: ليوايتیر: ميکاسامرداد: اروینشهریور: ژانمهر: ساشاابان: کنیاذر: انیدی: برتهولتبهمن: راینراسفند: گریشا یگررقم اخر شماره مبایل1: منو بوسید2: بهم چپ چپ نگا کرد3: بهم سیلی زد4: باهام رقصید5: بهم فش داد6: ازم خجالت میکشه7: بهم بی توجهی کرد8: بهم اعتراف کرد9: بهم گفت منحرف0: بهم زنگ زدروز تولد :1: چون دوسم داره2: چون براش مهم نیستم3: دلیل خاصی ندا
رسوم بیگانه the Queen of taitan فن فیکشن 35پارت 32/5 (نیم پارت دوم)موضوع : ارمیکا ________________________________________راوی : ارمین _به ماشین ميکاسامیرسیم و سایلش را درونش جا میدهیم . البته چیز زیادیندارد و ارن نگذاشت لباس هایی که ویلیام واتسون برای ميکاسا خرید بود را بیاوریم کویینا سان بعد ازحرف زدن با ميکاسا به انطرف خیابان میرود حتما رفت که کیمونوهارا بگیرد . به انی سان که با بیحسی به ماشین تکیه داده است نگاه میکنم . از تند پلک زدن و ابرو بالا دادنش مشخصاست سردرد د
یاح میناسان-^-روزهای شکنجه در مدرسه چگونه گذشت؟-^-ایا قدر تابستان علیه السلام را دانستید؟-^-ایا ایمان اوردید؟-^-ایا شما نیز امتحاناتتان را قهوه ای نموده اید؟-^-یا اینکه ماکزیموم( همین بود یا چی هیچ وقت نفهمیدم معلما اینو چجوری تلفظ میکنن:/) کلاس شدید؟-^-کتاب دینی به سمت وی پرت شده و او را از فضولی در زندگی ملت بیرون میکشاند*اهم خاب با ی پست اموزشی اومدم.-.مدیونید فک کنید از ویکی هو یافتمش=-= صدای طبل*چگونه ليواي اکرمن باشیم؟:|||||سوالی حیاتی که بشر

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
William's site عملیات غرور آفرین کربلای 5 Jose's collection صنایع چوبی صالحی klebafesha تكرار نیلوفری سردار شهید حسن علی رباطی Albert's info پیچ و مهره داستان.رمان.