نتایج جستجو برای عبارت :

داستان های معجزه اسا عاشقم کن قسمت 1

حافظ در تهران | پروفسور میلاد ملاعبدالوهاب
13 بهمن 1398
حافظ امروز صبح آمده تهران. هی دارد زور می‌زند که سر صحبت را با دخترا باز کند. یاران، صلای عشق است، گر می‌کنید کاری» داره نخ می‌ده، ولی دختره شماره نمی‌ده. مردکِ شهرستانی، تو امروز صبح از شیراز اومدی، هنوز لباست بوی عرق اتوبوس و دهنت بوی ساندویچ ترمینال جنوب می‌ده. چرا نه خاکِ سر کوی یار خود باشم؟ حافظ در اینجا از گشنگی وارد یک غزل دیگر شده و با بقیه پولِ توی جیبش یک بیسکوییتِ خرسیرک
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
سیپیده لژیون یازدهم نمایندگی حر دانلود رایگان نمونه سوالات آزمون آئین نامه راهنمائی و رانندگی و شهری بهمراه فیلم آموزش رانندگی به فارسی فروشگاه ساعت زنانه نیک و پاک berentganers yahoowm Lisa's life Sean's style "باشگاه میهن"