نتایج جستجو برای عبارت :

داستان های معجزه اسا ترکم نکن قسمت 1

گایز تولدم بییید*^*وجی: خآک تو سرت عقده ای تولد ندیده ندید بدید-~-من: اهمم این پست واسه ترکم نکن بود:/اهممم*-*!متاسفانه پارت پنجم کلا عاشقانه بید و خبر از شخصیتاتونمپایینتر^~^ .-.زیاد شد؟:/و و هستنننننن*^*چون تفلد ماری بید$^$برید جیغ و هآوار بزنییین=/آهاننننن*¤*برا فصل دوم ی شخصیت دخمل می خوآم*0*یدوووونننننهههه!~~به محض یدونه نظر : بآیی :/* کی می خادپسر بده بده:/ پسر اصن نداریماا-"-لطفا بگید می خواید شخصیتاتون شیپ بشن یا نا؟اگه بشن دلشون بشکنه یا
اینم پارت چهار^~^پری سان ببین شایدددد مجبور شم یکم دیگ شخصیتتو لو بدم گربه انسانیشو این چن قسمت نمیشه:((ولی تا قسمت ششم تموم میکنم قول^"^Da da da da, da da da da Da da da, daI don’t know if I can yell any louderنمیدونم که آیا میتونم بلند تر از این داد بزنمHow many time I’ve kicked you outta here?چند بار تورو از اینجا انداختم بیرونOr said something insulting? Da da da, da daیا بهت توهین کردم?I can be so mean when I wanna beوقتی بخوام خیلی بد جنس میشمI am capable of really anythingو هر کاری رو انجام میدمI can cut you into piecesمیدونم تیکه تیکت کنمBut
هآییی^^و قسمتی که قطعا خ انتظارشو کشیدین:)و منحرفی دآرهههههه ;d نمیتونم توصیفش کنم:/ خب بدجورههههه!دوسدارید نخونید محض اطلاعاتتون بگم قسمت بعدم ویژه بید و خیلی ویژه تر از این !!و نآراحت نشید شخصیتاتون نیستن چون پآرت بعدی همتونوووو میآرممممم شخصیت بدارم کم کم میآرم نگرآن نشییید!و برید پآرت بعد دیگههه!پارت که خودش خودکار نمیاد شما بخونیدش!:/BabeعزیزمIt stared directly into my eyesمستقیم در چشمانم خیره شوEyes that worryچشم هايی که نگران هستند[fear of loseing you[oh noاز ترس
خب گایزبا خودم گفتم یه کوچولو هم ترس اضافه کنممیدونم همه از یه داستان طرفداری میکنن و حوصله خوندن داستان هاي دیگه هک ندارنولای این هم شبیه داستان روزانه هس پس دنبالش کنیداگه این قسمت خوب نبود داستان رو عوض میکنمو اسم داستانه خوبه? و کسی میتونه برا من پوستر درست کنه?و همینطور در داستان لیدی همان مرینت نیس و کت هم همان ادرین هس.
داستان معجزه‌‌وار دفن علامه طباطبایی(ره) آقای مولایی گفت: من عرض کردم اینجا بتون است. من مخالفت کردم و گفتم: ببینیم چرا صدا می کند. دیدیم آجرهاي بزرگ است. برداشتند، در این وقت با کمال شگفتی دیدیم یک قبر آماده و ساخته آن جا هست بدون این که ذره ای چیزی از استخوان و غیره در آن باشد   برای ما که وجود معصوم را از نزدیک نچشیده‌ایم، تصور انسان کامل، مُحال نه، اما سخت است. مطالعه زندگی برخی انسان‌هاي در دسترس که تا مرز عصمت رفته‌اند،
امروز قسمت اول رو میذارم ولی الان نه چون میخوام توضیح بدمتو این داستان ادرین عاشق مرینت میشه. كلویی دختر خیلی خوبیه. لایلا دختر خوبیه .  البته چون دوستون دارم بعد این پست قسمت اول رو میزارم
هاوکسسس*-*وای قسمت اخر فصل چار خیلی خوب بود*-*--اهم اهم اهموقت بود از بحث اصلی خارج شم=-=خوشحال باشینننن که عهدی تاابد از حالا توی وب منتشر خواهد شد،عاما!من هنوز داستان رو کامل ننوشتم!پس قسمتها نسبت به داستان قبلی دیر تر گذاشته میشه،اما نه خیلی دیر!در عوضش نیازی نیست برا هر قسمت قرنها صبر کنین=|ولییوووووولیدلم نیومد بیشتر منتظرتون بزارم:|♡حالا بروید به سسویییییی ادامه=|
بفرمایید بعدی 15 تا پست بعدی : طعم خوشبختی قسمت 2پست بعد از اون : عشق در مرگ 2/3شرمنده این میهن بلاگ عکس بالا نمیاره باز هنگیدهبرای خوندن بکلیک روی واژه ی داستان.             داستان 
این داستان قرار است در زمستان منتشر شود و تمی فانتزی و زمستانی دارد خلاصه داستان از این قرار است که گروهی از افراد با خودرو در برف سنگین گیر میافتند و همین امر باعث کشف راز هاي جدیدی میشود تارخ انتشار: تاریخ انتشار به طور دقیق اخرین روز دیماه اعلام شده است و این داستان دارای 12 قسمت با میانگین 40 خط در هر قسمت میباشد                                       &
سلامتموم شدولی این داستان فصل دوم دارهو چندین شخصیت توی فصل دوم نیستن کل طنز سر شخصیت زیاد داره از بین میرهو اونایی که محون توی داستان نیستن راستی اون سوال که گفته بودم مدیر شون به نظرتون کیهسروش بود ولی خب نشد دیگهتوی فصل دوم سروش عضو گشت ارشاده این قسمت هم فقط دارم جون میکنم که تموم شه و از همه قسمت ها بدترهچون سر سری نوشتمش و فقط میخوام تمومش کنم ولی با شروع فصل دوم خیلی خوب میشهچند وقت دیگه شروع میکنم ادامه مانهوا نجیب زاده
خوب!این داستان بالاخره اماده انتشاره!فقط اینو بگمچون داستان طنزه و شخصیتها هم زیادنروند مصیبت اوری یکم کنده!پس خونسرد باشین،قسمت اول فقط معرفیه!!!و اگه با نظراتتون حمایت کنید زود به زود میذارم!خوب دیگه،بپرید ادامه!!!
به نام عشق که زیباترین سرآغاز استمعجزهپس از مدتی معجزه ای رخ داد و توسط خواهرم پیام کنگره را دریافت وبا این مکان مقدس آشنا شده و پای در سفر نهادیم .با حضور در جلسات کنگره و دریا فت آموزشهاي ناب آن کم کم آرامش و آسایش به خانه ما بازگشت و روز به روز شاهد بهبودی نسبی مسافرم بودیم.
به نام عشق که زیباترین سرآغاز استمعجزهپس از مدتی معجزه ای رخ داد و توسط خواهرم پیام کنگره را دریافت وبا این مکان مقدس آشنا شده و پای در سفر نهادیم .با حضور در جلسات کنگره و دریا فت آموزشهاي ناب آن کم کم آرامش و آسایش به خانه ما بازگشت و روز به روز شاهد بهبودی نسبی مسافرم بودیم.
سریال جن گیر قسمت ۱ و ۲ فصل اولThe Exorcist S1 E01,E02ژانر: #ترسناک | #مهیج  امتیاز: 8.2میانگین هر قسمت: 45 دقیقهشبکه: FOXکیفیت: HDTV 480pخلاصه داستان : داستان سریال که بر اساس فیلم جن‌گیر می باشد دو کشیش متفاوت را دنبال می‌کند که 40 سال پس از اتفاقات فیلم اول با قضیه تسخیر شیطانی یک خانواده درافتاده‌اند…دانلود رایگان سریال از کانال تلگرامی https://t.me/tinyseri
أز امروز میخوام یه داستان بنویسمداستان یه دختری كه پر از اشتیاق و برنامه واسه زندگیشه و اولویت اصلیش كارشه اسمشو هنوز نمیدونم چی بذارم ولی خوووووب میرم كه شروع كنم نمیدونم روزی چقدر یا كلا چند قسمت میخوام بنویسم و اصن وقتی شروع شد ادامش میدم یا نه ولی فعلا حسیه كه باهام اومده و میخوام بهش احترام بذارمپس رفتیم واسه قسمت اول كه توی پست بعدی میشه خوندش
ساحر می داند- در آینده - چه می شوداما در معجزه نمیداند- در آینده -چه می شودآینده آن چیزی است که  پیش می آید محقق می شودمدیریت نمی شوداینجاست که سحر به برنامه ریزی شبیه می شودو فکر به معجزه تشبه می کندکن لما لا ترجوا ارجی بما ترجوا(حضرت موسی علی نبینا و اله و علیه السلام)
حرف زیادی ندارم. باید بگم که هفتمین داستانم هم نصفه نیمه رها میشه. همیشه همینطوره که یه داستان رو تا یه جایی می نویسم و بعد یه پایان براش در نظر میگیرم و پروندش رو می بندم. بعد هم میرم سراغ یه ایده ی بهتر. حقیقش یه ایده خیلی جالب تر به ذهنم رسیده که مطمعنم چند برابر از داستان هاي قبلیم بهتر میشه و امکان نداره نصفه نیمه رهاش کنم چون یه هدیه است. نمیخام زیاد تعریف کنم که انتظار ها بره بالا ولی خیلی قراره روش کار کنم و حتما فوق العاده میشه شک ن
معجزه قرناین من بودممعجزه نامی پنهان و پیداکه تو راتَجبیر می کردنه عصا ونه عیسی ونه کلامی که آخرین استآتشی ست که زَمهریر می کندمنبا سیب و سرومعجزه ی قرنی شدمکه بُهت و سرگشتگیدر خود شُخم می زَنَدشعرو شعورِ این عصرِ آوارهبر قله یِ خطی رمز آلودبه تجمیع نِشسته استدر کفِ اقبالِ جادوگرِ قرن .فاطمه هاشمیتاریخ ثبت شعر : 1398/07/16
گره گشای چیست : گره گشای به معنی پایان نیست ، کره گشای به معنی راه حل داستان است ، داستان شما در آخر قرار است چه بشود ؟آیا شخصیت اصلی به هدفش می رسد یا نه ؟ آیا شخصیت اصلی ازدواج میکنید یا نه ؟ آیا شخصی اصلی به مقصودی که در نظر دارد پیروز می شود یا نه ؟ آخر داستان شما که شخصیت اصلی در طول داستان به سمت هدفی رفته بود در طول داستان به خواسته اش می رسد یا نه ؟گره گشای به معنی راه حل داستان است نه پایان داستان شمانویسنده : علیرضا رضاقلیخانی ، رمضان 99
یو مینا سانچند روز پیش از ادمین عزیزمون لدی فنفیک عجازه گرفتم تا این داستان رو بنویسمدر واقع من داستان هاي زیادی رو نوشتم و تویه وب هايی که نویسنده بودمو همینطور وب خودم کولی داستان نوشتمخوب شروع کنیمنام داستان:عشق در هنگام خیانتقسمت هر فصل:12تعداد فصل ها:4ژانر:بستگی دارهخلاصه داستان:این داستان در واقع اتفاق افتاد فقط کمیتعغیرش دادم در این داستان دختری به اسم آیوی هستکه ناخواسته به صورتی به مدرسه جدیدش منتقل میشهو در انجا با یک پسر اشنا می
اولین خبر قالب رو عوض کردم بعد مدت ها.دومین خبر دارم شعبه دوم وب رو تاسیس میکنم.سومین خبر دارم قسمت ۴ من برای تو تا ابد رو مینویسم.چهارمین خبر من توی وب نلی دارم فعالیت میکنم فقط یکی داستان ادم فصایی جذاب رو خونده.داستان قشنگیه لطفا بیاین و بخونین و نظر بدین ادرس:neli.blogfa.comهمین 
سلوم جیگرای منموخوام داستان جدید بنویسممممممممم اسم:معشوق خودخواهژانر:عاشقانه غمگین طنزنویسنده:رکسانا یعنی خودمقسمتی از داستانانگار کر شدممن:چچچییییی گففتییییییادرین با یه پوزخند گفت :دارم ازدواج میکنممن:چرا چرت میگی من زنتم رسما و قانونا تو نمی تونی دو تا زن بگیری با همون پوزخند مسخره اش گفت:من یه خان زاده ام هر کاری دوست داشته باشم میتونم بکنم اصلا می تونم حرم سرا راه بندازمبا بغض  گفتم :تو اینجوری نبودیادرین:الان اینشکلیمبعد
سلوم جیگرای منموخوام داستان جدید بنویسممممممممم اسم:معشوق خودخواهژانر:عاشقانه غمگین طنزنویسنده:رکسانا یعنی خودمقسمتی از داستانانگار کر شدممن:چچچییییی گففتییییییادرین با یه پوزخند گفت :دارم ازدواج میکنممن:چرا چرت میگی من زنتم رسما و قانونا تو نمی تونی دو تا زن بگیری با همون پوزخند مسخره اش گفت:من یه خان زاده ام هر کاری دوست داشته باشم میتونم بکنم اصلا می تونم حرم سرا راه بندازمبا بغض  گفتم :تو اینجوری نبودیادرین:الان اینشکلیمبعد
سلاممتاسفانه سه قسمت آخر فصل اول و دو قسمت اول فصل دوم تو وب نیلی جون بود اما چون یهویی حذف شد کپی ازش نداشتماین نسخه و بخونید بخشی از داستان رو میفهمید که داستان راجب چیه مرسی از حنا جون بابت تهیه این پی دی افبرای دانلود بکلیکسوالی راجب داستان داشتید تو نظرات بپرسید جواب میدم 
از ابتکارات فندوم:|میدوریا خانم:|ولی کیوت میشه ها*-*البته همینطوریشم کیوته=|حالا بگذریمقسمت پنجمو اوردم:>ازین قسمت به بعد داستان اوج میگیره تقریبا^^(میگم تقریبا چون خیلی وقته این قسمتارو نوشتم و یادم نیست=|)بروید ادومه=|
خب درسته نظر ندادید ولی چون قسمت آخره دلم نیومد ندمولی تاکید میکنم نظرتون و راجب این داستان و تو این پست بگید وگرنه داستان جدیدموکه اسمش 《 تقدیر بی تقصیر نیست 》 و نمیذارم داستانش عالیه از سومین نفرم بهتره پس نظر بدیدبرید ادامه
دیشب یک شعر نوشتم میان امروز و امشب گم شد داستان نارنگی یک نیسان آبییک دماغ خونینجاده شلوغ رهگذران مات و مبهوتدیشب با خودم اندیشیدم عشق کجای این داستان استحیف شدداستان خوبی بود داستان نیسان آبیداستان نارنگی 
هلووووووو گایزیک داستان خوشمل و قشنگو باحال و البته منحرفی اورده ام خدومتتونو نویسنده ی گلشم آتی چان بیدهمون دخمل گلی ک داستان همکلاسی من اقای گودزیلا رو نوشتن^~^ایشون دارن رویه یه داستان جدید کار میکنن ک اسمش عملیات محرمانه بید خواهشمندم ک خلاصه هرو بخونین و نظر بدین ک بعد داستان همکلاسی من اقای گودزیلا این داستان قشنگشونو بزارن یانع خب زیادی خرف زدم بدویین برین ادامه*-*
کارگاه شناخت داستان و رمان (مدرن و پست مدرن )به همراه نقد تک داستان خارجی و داستان دوستان و همراهانچهارشنبه ها؛ ساعت 5 تا 7 فرهنگسرای ملل ادرس: پارک قیطریه. فرهنگسرای ملل. سالن کنفرانس.مشتاق دیدار چهره هاي جدید در سال 97 برای ثبت نام با قسمت آموزش هماهنگ شوید.226717شهریه این دوره برای دوستان جدید نیمه  ترم (نصف قیمت)در نظر گرفته شده
نام فارسی: پیشگویی عشقنام تایلندی: Payakorn Sorn Rukبازیگران : ژانر: کمدی، اکشن، پلیسی، عاشقانه سال انتشار : 2020تعداد قسمت ها : 13خلاصه داستان : داستان درباره ی دختری به اسم رزیتاست که یک روز بر اثر سانحه ی تصادف ماشین ،به طور معجزه آسایی، به یه توانایی خاص دست پیدا میکنه. اون میتونه با لمس گل رز، آینده رو ببینه.

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
رادیو ما سه تا... وبلاگ گروه انیگما مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور خدمات استحصال فلزات گرانبها new perfume vernsteltosal بواسیر یا هموروئید چیست و راه های درمان بیماری هموروئید یا بواسیر William's info دیزل ژنراتور لوول چین/LOVOL DIESEL