نتایج جستجو برای عبارت :

داستان زندگی شیرین مرینت ادرین پارت 9

خب گایزبا خودم گفتم یه کوچولو هم ترس اضافه کنممیدونم همه از یه داستان طرفداری میکنن و حوصله خوندن داستان های دیگه هک ندارنولای این هم شبیه داستان روزانه هس پس دنبالش کنیداگه این قسمت خوب نبود داستان رو عوض میکنمو اسم داستانه خوبه? و کسی میتونه برا من پوستر درست کنه?و همینطور در داستان لیدی همان مرينت نیس و کت هم همان ادرين هس.
بچه ها این پارت تقریبا کوتاه و آزمایشی بیدش اگه با ۵تا نظر استقبال شد ادامش میدم!تنک یوووو قابل توجه اوپنینگ و پوستر هم میزارم اگه خوشتون اومد قابل توجه مارینت و ادرين تو این داستان دانشگاهی هستن بپر ادامه مطلب کیوت
ژانر= عاشقانه/ گاراگاهی/ قهرمانی/ طنز/شخصیت های داستان = مرينت  ادرين  فیلیکس  مارک  تام  سابیین  امیلی  گابریل  نام = مرينت                                                                                                     سن=19شغل=گاراگاهشخصیت= زیرک خیلی باهوش جدی خوشگلنسبت با مارک= خواهر دوقلو نسبت با ادرين و فیلیکس= دخ
سلام سلام گلای تو خونه(زبان فارسی رو پاس بداریم)پارت 10هووووووو تعداد پارت های داستان دو رقمی شدDDDDDD=مثل همیشه برین ادامعوجی خطاب به همکاران خود: استرس نگیرین نقشتون کوتاهه.ولی زیباست.همکاران وجی: بله بله.:/بدویین برین ادمه:/
سیـــــــــــــــــــــلام دوستان  برای چهارمین بار هست دارم مینویسم و تصمیم گرفتم این داستان رو اندازه دو پارت طولانی کنم  و هر کی قبلا خونده دوباره بخونهخب برین ادامه 
سلوممم^_^ خوب چون پارت قبلی کوتاه بود اینم گذاشتم میدونم خیلی عاشقانه شده ولی من معمولا طنز و عاشقانه مینویسم و اصلا تو سبک منحرف نیستم خوب اگه بد بود ببخشید ادامه اش رو اگه خواستین میتونین تو وبم بخونی چون اونجا تا پارت ۲۱ هست و شاید امشب بشه ۲۲ 
یو میناهوووووو توی دو روز 6 تا پست گذاشتممممدیگه عمرا حذف بشم:/پارت هفتمممممممدوستان ایشون ماری رز هستن.شاهزاده فرشته ها که یه برادر کوچک تر به اسم "ایری" دارهتو این پارت معرفی شدن و نقش کمی داشتن بعدا نقششون بیشتر میشه:/اثر از:مانی کینگخا دیگه برین ادامه
امروز قسمت اول رو میذارم ولی الان نه چون میخوام توضیح بدمتو این داستان ادرين عاشق مرينت میشه. كلویی دختر خیلی خوبیه. لایلا دختر خوبیه .  البته چون دوستون دارم بعد این پست قسمت اول رو میزارم
سلام به دوستای گل خودمبا پارت هفتم داستان اومدم پیشتون و باید یه خبر خوب راجع به اینکه از پارت بعد پارت ها طولانی تر از قبل میشن بدم اما! اما به یه شرط! اونم اینه که ببینم از کارای بچه ها استقبال میشه و یکم بیش تر نظر بدید وگرنه بازم تعداد صفحاتو کم می کنم.
سلام به همگی،خب من همونطور ک میدونید داستانم ب دلیل مشکلات قالب وب پاک شد و من هم انگیزمو برا ادامه درد عاشقی از دست دادم اما! من اگه موافق باشید از ادامه ی داستان میزارمش و یرای کسایی که نخونده بودنش:ادرين به طرز فجیعی میمیره توسط هاکماف و هویتش لو میره برا همه و یک سال از اون ماجرا میگذره که مارینت تصمیم ب برگردوندن ادرين میکنه اما ادرين در واقعیت نمیرده بوده! و اونی کع مرده جلو همه سنتی مانستر بوده و دیگه تا همینجا نوشته بودم که پاک شد و اخر
دلم نیومد اینو نذارمراستی کسی از ایدا خبر نداره؟خلی وقته نیسراستی لیدی هیناتا دسترسیت بازه لاومبقیه داستانا رو هم انشالله بعد امتحاناتم میزارم که میشه بعد خردادماه رمصانتان مبارک(نمد چی میگن خو:/)داستان قشنگیه اگه واقعا میخواین بدونین که ادرين چرا خوناشامه دورگه بگین اداه بدم!!
و حالا بهار با پارت جدید میآید ♡♡♡و انشالله پارت بعدی را با دستان خویش مینویسد .* خب احیانا نمیخواین بری ادامه و از تو فاز تارو جونت دربیای ؟؟؟ *هان؟؟؟؟چیییی؟؟؟؟کی؟؟؟؟کجا؟؟؟؟باشه بابا اگه تو دو دیقه گذاشتی من در رویا به سر ببرم* بروووووو  * باشهه
سلااااام^^بعد از مدتهای مدیدی اومدم پارت هفت رو بذارمقبل از اینکه برین ادامه برای دانلودش یه چندتا نکتهاین پارت بسیار مکالمه داره پر دیالوگهخودم خیلی ازش خوشم نمیاد سرعتش زیادهپارت منفوریه توی دلم اصلا خوشم نمیاد ازشو سه دسته شده شدهایرادات بسه:/برید ادامهآهان برای اطلاع از آخرین شرایط داستان ها و معرفی کتاب های مختلف به اینستام سر بزنین:itsjannfietearp
هلووووووو گایزیک داستان خوشمل و قشنگو باحال و البته منحرفی اورده ام خدومتتونو نویسنده ی گلشم آتی چان بیدهمون دخمل گلی ک داستان همکلاسی من اقای گودزیلا رو نوشتن^~^ایشون دارن رویه یه داستان جدید کار میکنن ک اسمش عملیات محرمانه بید خواهشمندم ک خلاصه هرو بخونین و نظر بدین ک بعد داستان همکلاسی من اقای گودزیلا این داستان قشنگشونو بزارن یانع خب زیادی خرف زدم بدویین برین ادامه*-*
سلام به همگی.امیدوارم حال خودتون و عزیزانتون خوب باشه و خوب بمونهاین پارت به جبران پارت هفته های قبل یکم طولانی تره و از هفته ی دیگه داستان یه کوچولو جدی تر میشه و امیدوارم یه نظر کوچولو داشته باشم
سلاممممم عزیزانم. یک سوال دوستانه. هر هفته فقط یه خواننده دارم؟ لطفا جوابتون رو کامنت کنین. خواننده ی عزیزی که گفتی یه پارت طولانی تر بذارم، وقتی نظرات انقدر کمه شما هم جای من بودی انرژی نداشتی که یه پارت طولانی بذاری.
سلام خب میخوام پارت جدید بدممم یعنی پارت هشتم انتقام رو بیوگرافی شخصیت هاشم که شما دادید میزارم البته اکثریت از دردسر ساز استقبال کردن خب برای خوندن پارت یک تا هفت میتونید برید وب مصی جون آدرسش توی لینک دونی هستش توی این پستم آدرسشو قرار دادم اون قسمت ها رو اینجام میزارم بعد پارت جدید میدم خیال نکنید اینجا نمیزارمشون 
با عرض عشق و احترام و درود فراوان.نخستین مطلب اینکه خوشحالم از اینکه میونِ شما گلای ناز نازی هستم.دوم اینکه بابت داستان و معرفی نامه پوزش میطلبم ، من نه نویسنده ی خوبی هستم نه وقت زیادی رو صرف نوشتنِ این مطلب ناچیز کردم ، به بزرگی خودتون ببخشید.سوم اینکه خیلی از مسائل در مورد کرکتر اصلی توی پارت دوم مشخص تر و واضح تر میشه ، اما اگه هوموفوبیک هستین پیشنهاد میکنم به همین یه پارت بسنده کنید.چهارم هم بابت غلط های احتمالی نگارشی و املایی و مسخره ب
درود|:بعد از مدت طولانی داستان گذاشتمخاباین پارت کوتاه تر از قبلی بوداما پارت سوم از فصل دوم داستانم رو خیلی خیلی زودتر می زارمکمتر از دو هفتهاین پارت رو به شخصه خیلی خودم دوست دارماز نظر خودم هیجانش خیلی بیشتر تر از قبلی هسخاب.بخونید و لذت ببرید!
سلام گایز!دایجوبه؟اول پارت 26 رو بخونن بعد بیاین اینجااا@@!یه توضیحی راجع به این نیم پارت بدم که واقعا مهمه. ین نیم پارت حدود ده سال قبل از داستان اصلی رو تعریف می کنه و پرشای زمانی رو توی خود متن نوشتم که البته زیاد نیستن. خیلیا ممکنه بعد از خوندن این پارت بگین لیوای اصلا شبیه لیوای نیست که من این حرفتونو قبول دارم اما چند تا نکته هم دارم اول اینکه لیوای اینجا خیلی جوونه و هنوز پیش کنیه( دقت کنین کنی ترکش نکرده) که همین کلی روی رفتارش تاثیر می
سلامماومدم با بیوگرافی داستانم****شخصیت های اصلی: مرينت دوپن چنگ،آدرین آگراست،لوکا کافاعین، آلیا سزر،نینو لحیف،ناتانائیل (فامیلیشو نمیدونم)،آلیس نور-ون (به شخصیت نیازمندم)اگر میخواین تو داستان باشید اسم،فامیل،علایق و تنفر و شخصیت ظاهری بدیدتعداد فصل: نامعلومتعداد قسمت:بازم نامعلومداستان: بگم؟ نه نمیگمتیکه هایی از داستان:-چیییی گگففتیییی؟؟؟!! امکان نداره!.چطور تونستی؟- واقعا ازت انتظار نداشتم مرينت- هوممبه نظر خوب میای- ممنمن.ع
های های ^^با پارت جدید داستانم در خدمتتون هستم ^^این پارتم مث پارت قبلی طنزه اما یه بخش هایی هم داره ک جدی باشه .-.و بعد اون یه قسمت جز داستان (یا شایدم دو قسمت آوا) وجود داره .-.به هر حال از این قسمت لذت ببرید ^^
سلام^-^توضیح بدم اول داستان خودم نیست از اینترنت برداشتم چون می دونم بعضیا (تاکید می کنم بعضیااا ) خیلی خیلیییییییییی بی جنبه هستند و می آن حرف در می آرن حدودا قسمتیه شاید من بیشترش کردم!! چون تو هر پارت مقداری کم می کنم میهن باز نمیکنهپارتا طولانی نیستن چون میهن قبول نمیکنه پس غر نزنید!!تو هر پارت با ی اسم حداقل 10 نظر بدید که ادامه بدم!! امروز ب دلیلی پارت زیاد میذارم:)))
خب @-@ میخواستم پارت هفت Vampires inside me  رو بنویسم که دیدم بهلهه ایده یخجی *~* داشتم فک میکردم پآرت هفت پارت آخر باشه ؟ و یا ادامش بوم ولی با پایان بد و دستمال کاغذی تموم کن  ؟ *~* ولی خو  نچ *~* هیچ ایده ای ندآرم کسی هس که بتونه کمک کنه و ایده برا ادامه  داستان بدهه ؟ *~* هرجی کمک بیشتر بآشه زودتر پارتهای بفدی رو میدم *~* اگه میخواین پارت هفت پارت پایانی باشه که بگین و ایده واسه پایانش بدین  اگرنه ایده بدین  برا ادامش @-@  مگ
سلام^-^خوبید؟ببخشید دیر اومدم و دیر گذاشتم ببخشید سختمه ۳ تا داستان باهم بزارم تصمیم گرفتم اول یکی تموم کم بعد برم سراغ اونبخاطر این میخوام بپرسمکدومو اول کامل بزارم؟1_مثل باران2_تاریکی روشن3_ با من بمونلطفا گزینه مورد نظر را به نظرات ارسال نمایید با تشکر فروان دوست شما آیناز ^-^اینم پارت 8 بامن بمون
سلام سلام پستر داستان رو هم ساختم بنگرید :/ ، XDوقتی میگن طرف گند زده یعنی این XXXXXXXXXXDDDDDDD* واقعا گند زدی دارم میگم دیگه XDفردا ( یعنی همین امروز صبح یا ظهر ) شروع میکنم به نوشتن پارت اول داستانالان به شدتتتتتتتتتتت خستم جانه ^-^
عزیزان اگه لطف کنین یکم بیشتر به این بدبخت ذلیل مرده توجه کنین ممنون میشم :|یعنی من توی این حجم کامنت غرق شدم :/دوتا کامنتفقط دوتااز طرف یک نفر:|||ولی من از اون دوست گلی که همون دوتا کامنتو داده بود تشکر میکنمراستی اگه داستانی دارید لطف کنید بدید به من که بزارم :| ^-^تروخداااا :///من از این کارا دوست دارم =|تازه قراره داستان جدید هم بزارمبخاطر اون دوستی که کامنت داده بود هم داستان ماریکتیهولی.اولش یکم بیخود میشه ولی بعدش جالبدلیل اینکه اینکارو
اینم از پارت دوم امشبببب!!! ( اول 17 رو بخونین بعد اینو!)تو این پارت یه توضیحاتی راجع به زمان دادم که لطفا تو نظرات بگین لازمه توی پارت های بعد هم بگم؟مشتاقم نظراتتون راجع به حقایق پشت پرده رو بشنوم.بپرین دامههههه
اینم پارت جدیدبچه ها لطفا اگه  دوست ندارین نخونینمن دارم داستان میزارم بعد اومده بی نام و نشون برای اینکه نشناسمش میگه کپی کردملابد اگه اینو بخونی میگی از یکی دیگه کپی کردم نه؟؟لطفا دوست ندارین نخونین!!!واقعا بهم بر میخوره!!
های گایزییییییی!!!!حالا درسته هنوز یازده تا نظر ندادین ولی اطمینان دارم میدین پس.اینم پاررتتتت 233333!!!!!فقط می مونه پارت 23/5 و بعددد وارد آرک جدید میشیییممم!!!خوب رو این پارت و پارت نیمش نظر بدین!بپرین ادامهههه!!

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
Kimberly's collection اشعار صفیه پاپی keinavoltu مشهد چت|مشهد گپ|مشتی چت|دل چت|حس چت سمینار ارتباطات (وبگاه هادی زمانی) انجمن علمی بخش تاریخ دانشگاه شیراز lyferesbio (خدا) (امام حسین) مطالب اینترنتی ریاضی هفتم- هشتم- نهم - شهرری