نتایج جستجو برای عبارت :

این دلو راهی

با اشک از چشمان من سرریز میشدوقتی می آمد آخر پاییز می شدوقتی می آمد برگ ها افتاده بودندحتی خیابان ها به او دلداده بودندوقتی می آمد ابرها سر می رسیدنددر زیر باران ، بغض ها قد می کشیدندوقتی می آمد ،خاطراتش درد می شدبا یاد چشمش چای تلخم سرد می شدوقتی می آمد، تازه فصل عشقمان بودوقتی که راهي شد ، تمام شهر شد دوددلتنگی ام پَر ،شادیم پَر ، دفترم پَرپَرچیزی نماند از من به جز یک مشت خاکستروقتی که راهي شد ، دلم لرزید ، ترسیدمابری شدم ، پنهان شدم ، یک ری

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
Sandra's game Travis's receptions شعله های یادگیری Ruby's receptions David's receptions Matthew's site هفت صنوبر میهن موزیک dolrewither دکوراسیون و لوازم خانگی