نتایج جستجو برای عبارت :

اشعار ترکی زبان حال زینب کبری در فراق مادر

مصائب حضرت زينب سلام الله علیهاکسی که بار اسارت کشید زينب بودکسی که شادی دوران ندید زينب بودچار ساله یتیمی که از غم مادرفراق و رنج چهل ساله دید زينب بودمیان آن در و دیوار و شعله آتشکسی که ناله مادر شنید زينب بودز سینه پیراهن فاطمه پر از خون شدکسی ندید ولی آن که دید زينب بودکفن نمود علی چون که جسم مادر راکسی که جامه طاقت درید زينب بودبه آه و ناله به دنبال نعش مادر خودکسی که ان می دوید زينب بودبه جای مادر پهلو شکسته ام شب و روزکسی که ناز ح
شام غریبانکتاب صدف نبوت ۵ – غلامرضا سازگاربنال ای دل بسوز ای دل شب شام غریبان استعلــی از دیــده گــریـان و مدینـه بیـت‌الحزان استمدینه! گریه کن امشب                  که بی‌مادر شده زينبامیرالمؤمنین امشب کفن کـن جسم زهرا راز اشـک دیده دریا کن تمام دشت و صحرا رامدینه! گریه کن امشب                  که بی‌مادر شده زينبامیرالمؤمنین امشب کنار تربت زهرابنـال آهسته‌آهسته کنار تربت زهرامدینه! گریه کن امشب &nbs
زينب رسیده کربلای یا حیدر آمد؟برگشت امّا چون علی از خیبر آمدبعد از همان طوفان که درکوفه بپا کردتا ساحل عشق وامید و باور آمدیکبار دیگر می تازه بپا کردوقتی که در صحرا و دشت م آمدبا اشک حسرت مثل گل برخاک افتادفریاد زد جان برادر ، خواهر آمدمثل همان روزی که او در قتلگه بودگویی صدایی باز از آن حنجر آمدخوش آمدی ای خواهر مظلومۀ منتو رفتی ازاینجا ولیکن مادر آمدگویی شنیدم  زیر باران ناله اش راچون ساربان در راه با انگشتر آمدروزی که دیدم سینه
زينب کبري علیها السلام از همان دوران طفولیت به پرستاری از بیمار، مصدوم و مجروح پرداخت . پرستاری از مادرش حضرت
زهرا علیها السلام، در ایام بیماری، نقطه آغاز این زندگی است . بعد از ارتحال جانگداز رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت
فاطمه علیها السلام در اثر فراق پدر و مصیبتهای بعد از آن، در بستر بیماری افتاد . حضرت زينب - که شاهد ناجوانمردانه ترین
حوادث تاریخ بود - از مادرش پرستاری و پذیرایی می کرد . او در 6 سالگی ضمن پرستاری از مادر، وی را برای ایر
انقدر بی یار و یاور مانده زينب ، ای دریغدرد دل ها را به گوش اسب نجوا می کندقلب یک خواهر ، مگر از سنگ باشد نشکندوقتی از جسم برادر هیچ پیدا میکندآن که با دست نوازش بر سرش مردانه بودحال در گودال خون و فتنه ، سو سو می‌زنددرد عالم ای خدا اینجاست ، زينب از فراقسمت دشمن های خونی ، لاجرم رو نمی زندتا ببیند لحظه ای دیگر ، برادر را به خاکیک برادر نه ، هزاران پاره جسمی غرق خونآه زينب حسرتا، با اسب نجوا می کندآدمی اینجا نمی یابد مگر اهل جنونآه در یک زن مگر
"به مناسبت گرامی داشت روز مادر"مجتبی دورودی :"ریشه‌یابی واژهٔ مادر "صورت فارسی میانه: mātar از صورت فارسی باستان: mātar در واژهٔ hamātar به معنی دارای یک مادر، هم مادر و نیز در اوستایی mātar قابل‌قیاmalihmotهٔ سنسکریت mātár و به همان معنی و نیز انگلیسی mother، لاتین māter, ارمنی mair, روسی máteriهمگی دارای ریشه هندواروپایی mātér* هستند به معنی مادر ❤️* استاد محمدکاظم کاظمی:در گویش مردم هرات، مادر» ننه تلفظ می‌شود. در گویش مردم کابل، مادر» بوبو تلفظ می‌شود (با
بازشد سال عزیز و همگی غم زده ایماز فراق رخ مادر همه ماتم زده ایمباز شد سال عزیز و رصد خا طره هایاد تسبیح و اذان و غم این فاصله هایاد سجاده و آن بغچه و آن پیرهنشیاد موهای لطیف و شکن اندر شکنشیاد آن صورت معصوم چو ماهیاد آن چشم پر از اشکی و آهیاد شبهای دعای سحرییاد افطار و اذان قمرییاد شبهایی که یک عمر نخفتیاد لبهایی که یک عمر نگفت؟!یاد دستای ظریفی که ز مهر بود بالای سرم همچو سپهرداشتم مادری از جنس بلورمادری!مادری از آیه ی نورآه و صد حیف که رفت از
درد فراقمجالس ختم و ترحیم شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)-----------------------------با درد فراق ات آشنایم کردیبر حسرت خویش مبتلایم کردیمجنون تو بودم و تویی لیلایمبر عشق وجود خود گدایم کردیافسوس بر این فراق درد آورمانای چرخ فلک چرا جدایم کردیاز دیده سرشک اشک بارید اماای مرگ نظر غرق عزایم کردیخالیست درون خانه جایت حالابا عشق درون سینه جایم کردیاز دوری تو خون جگر خورده منمبر حکم خدای خود رضایم کردیاز خاک به افلاک مسافر شده ایحالاکه سفر سوی خدایم کردیساقی
آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس استاز دوری تو پاره گریبان شدن بس است کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیستیوسف!ظهور کن که پریشان شدن بس است یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن بس است گریه  فراق گریه فراق  این چه رسمی است؟دیگر بس است این همه گریان شدن بس است موی سپید و بخت سیاه مرا ببیندیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟تا کی اسیر لذّت عصیان شدن . بس است خسته شدم از این همه
بخوان خدای نبی را بخوان خدای خدیجه که سفره های سحرهاست از دعای خدیجه بگیر درس وفا را هم از وفای خدیجه سزاست اینکه بگوئیم از صفای خدیجه منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجهخدیجه همسر طاها خدیجه مادر زهرا خدیجه بانوی والا خدیجه شیعۀ مولا خدیجه قبلۀ دلها خدیجه کعبۀ جانها رواست اینکه بریزیم جان بپای خدیجه منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجههر آنچه داشت خدیجه فدای دین خدا کرد تمام هستیِ خود را نثار آل عبا کرد به غیر عشقِ پیمبر هر آنچه بود رها کرد خوش آنکه در
تفسیر آیه آیه کوثر تمام شدتجهیز و غسل سوره پرپر تمام شدخیلی زمان گرفت در آن نیمه های شبتا اینکه خون بال کبوتر تمام شدسلمان بیا دوباره بلندش کن از زمینوقت وداع طاقت حیدر تمام شدآن روز ها که مادر صورت کبودتانافتاده بود خسته به بستر تمام شداین شعر ها که روضه زهرا نمی شودتنها برای روضه بگو در تمام شددختر ز داغ مادر خود پیر می شودمادر که رفت کار دو دختر تمام شدایام خانه داری زينب شروع شدایام بی قراری مادر تمام شدزينب رسید تا خود آن لحظه ای که ظهری
مادر نگو که حال تو بهتر نمی شود بی گریه بعد تو شب ما سر نمی شود دیشب دوباره آن زن همسایه طعنه زد: این اشک ها برای تو مادر نمی شود گفتم: طبیب، مادرمان خوب می شود؟ با سر اشاره کرد که دیگر نمی شود مادر ببین برای خودم خانمی شدم دیگر غریب، بعد تو حیدر نمی شود داغ تو بُرد تاب پدر را اگر نه صد لشگر حریف فاتح خیبر نمی شود بی مرغ عشق خانه مان سرد و ساکت استکوچه بدون یاس، معطر نمی شود عباس  
یک مجلس کامل ترحیم مادر همراه با گریز به روضه حضرت زهرا س#ترحیم_خوانی #نمونه_روضه_مادر_ترحیم_خوانیکانال اشعار مجالس ختم و ترحیم ،مصیبت بسم الله الرحمن الرحیم.یارحمن و یارحیم.چرا زیوسف زهرا خبر نمی آیدببین حرف دلت هست یا نه.در این روز جمعه.چرا زیوسف زهرا خبر نمی آیدچرا شب غم ما را سحر نمی آیدچرا آقای ما نمیاد.چرا مولای ما نمیاد.عزیز فاطمه مهدی بیا به مجلس ماکجایی پسر فاطمه. امروز میخواهیم روضه مادرتون زهرا رو بخونیم. هر کجای عال
 یاد آن روزی که ما هم سایه بر سر داشتیم همچو طفلان دگر، در خانه مادر داشتیم جدّ ما پیغمبر از ما چهره پنهان کرد و باز یادگاری همچو زهرا از پیمبر داشتیم مادر مظلومه ما نیز رفت از دست ما مرگ او را کی به این تعجیل باور داشتیم؟! اندر آن روزی که آتش بر سرای ما زدند ما در آن جا، حال مرغ سوخته پر داشتیم! آمد و، رفت از جهان محسن در آن غوغا، دریغ! آرزوی دیدن روی برادر داشتیم مادر ما، خود ز حق می خواست مرگ خویش را ورنه ما بهرش
صفحه اینستاگرامی ریحانه منتسب به دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله ای، به مناسبت ولادت حضرت زينب (س) پستی را از بیانات رهبر انقلاب درباره آن بانوی بزرگوار منتشر کرد. صفحه اینستاگرامی ریحانه منتسب به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله ‌ای، به مناسبت ولادت حضرت زينب (س) و روز پرستار، پستی را بازنشر داد که در آن رهبر انقلاب حضرت زينب (س) را انسانی بزرگ، زنی قابل تبعیت، معلّم معنویّت و اخلاق و رفتار اسلامیِ زن معرفی کرده و ایشان را ایفا
است , بیا حال مرا بهتر کنفکر دلواپسیِ قلب منه مضطر کناین اگر مقصد تو کرببلاستنزد ارباب دعایی به منه نوکر کنگذر عمر منه بی سرو پا بر تو نخوردعزم دیدار مرا در نفس آخر کنعمر من رفت و تو را درک نکردم آقافهم من درخورِ درک تو نشد باور کنچِقَدَر نام تو بردم به زبانم , یک بارتو صدایم بزن و خوش دلم ای دلبر کنسهم من از تو فراق تو شده غم دارممنّتی بر سر من نِه ,تو غمم کمتر کنعاشق کرببلا ,عاشق دیدار توأمهر دو را قسمت من حق شه بی سر کنکربلا با ت
حضرت آیت‌الله ‌ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما که در بهار 67 برگزار شد پیرامون عظمت و ظرفیت‌های موجود در زبان و ادبیات فارسی سخنرانی کردند. ایشان در قسمتی از سخنان خود فرمودند: زبان فارسی زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می‌تواند ملت‌ها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همان‌طور که می‌
سریال ترکي گریه نکن مادر Aglama Anne 20ستارگان: Birce Akalay, Cansel Elçin, Özlem Yılmazزبان : اصلی ترکي زیرنویس فارسیژانر: درامتعداد قسمت ها: 13 قسمت کاملخلاصه داستان: : گریه نکن مادر داستان دختری است که در زندان متولد میشه(زينب) ولی مادرش(آلو) از ترس و بخاطر خامی و بی تجربگی سعی در کشتن اون میکنه ولی بچه نمیمیره و خاله اش بزرگش میکنه و زينب خاله اش رو بعنوان مادرش میشناسه. آلو که از اون کارش پشیمون میشه سال ها بعد آزاد میشه و میخواد دخترش رو بدست بیاره ولی…برای سفا
من مِی مستور می بینممن همه جا شور می بینمدر آسمون بازه امشبنور علی نور می بینمدلبر حسین اومد ، ماه خونۀ حیدردلخوشیِ داداشه ، آرومِ دل مادربه یاسین به طه به خوشحالیِ صدیقۀ کبرينگاهی به ما کن به این خیل گداها ، یا زينب کبري رویِ لبای پیغمبرسورۀ کوثر می شینهمیخنده لب هایِ زينبتا که حسینُ می بینهغرق نازه این دختر ، توی آغوش زهراتسبیح میندازه حیدر ، هی می خونه ماشااللهچه ماهی چه نوری رو پاش گل می ریزه فرشته امشبهمه عرش می خونن مدد حض
نسخه الکترونیک ۸ مجموعه از اشعار عاشوراییمجموعه‌ای از اشعار عاشوراییارائه شده در شب شعر عاشورای شیراز و همچنین سه دفتر از مجموعه اشعار عاشورایی اعظمحسینی، با همکاری مشترک نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و انتشارات نوید شیراز به صورتالکترونیک در دسترس عموم قرار می‌گیرد.
در فراق پدرشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)----------------------------------بابا جونم ،بابا جون مهربونم،بابا جون (2)--------------------------------بابا جونم به خدا تنگه دلمنکنه به من بگن سنگه دلمهنوزم باور ندارم رفتنتغسل و تشییع رفتن در کفنت----------------------روز و شب با خاطراتت زنده اماز وجود توست که من پاینده امآه وافغان میکشم هر شب و روزداغ تو سنگینه داغی سینه سوز------------------------------سایه ی روی سرم ای پدرم من که بی بال و پرم ای پدرماسوه ی صبر و سخا تاج سرمبی تو بشکسته پدر بال و پ
عکس پروفایل حافظ شیرازی.  عکس نوشته اشعار حافظمجموعه : عکس پروفایل عکس پروفایل بزرگداشت حافظ شیرازیعکس پروفایل حافظ شیرازیخلاصه زندگینامه حافظ به زبان سادهتبریک بزرگداشت حافظآرامگاه حافظ شیرازیعکس شعر حافظعکس عاشقانه شعر حافظ برای پروفایلعکس نوشته اشعار حافظ19 مهر بزرگداشت حافظعکس نوشته عاشقانه شعر حافظحافظعکس نوشته های زیبای اشعار حافظعکس شعر حافظعکس زیبا از آرامگاه حافظعکس پروفایل خاص از اشعار حافظعکس پروفایل عاشقانه با اشعار
اشعار زیر در رابطه با جدایی و فراق شهیدان بهروز میباشد که توسط مرحوم حاج حسین بهروز پدر شهیدان بهروز سروده شده است .چرا از مادرت ای مسلم قطع نظر کردی برای یاری قران به خوزستان سفر کردی پدر نالان و سرگردان نمودی ای گل خندانبزیر خاک ای جان پدر دایم سفر کردیزداغت ای پسر .بابای خود خانه نشین کردی عمو با عمه هایت ای گل من دل غمین کردی بنازم همت والای تو . ای جان شیرینمکه جان خود فدای دین و قران مبین کردی بروی مهدی صاحب نظر بنمودی و رفتی پدر با مادرت
در فراق پدرجهت مجالس ختم و ترحیمشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)----------------------------------بابا جونم ،بابا جون مهربونم،بابا جون (2)--------------------------------بابا جونم به خدا تنگه دلمنکنه به من بگن سنگه دلمهنوزم باور ندارم رفتنتغسل و تشییع رفتن در کفنت----------------------روز و شب با خاطراتت زنده اماز وجود توست که من پاینده امآه وافغان میکشم هر شب و روزداغ تو سنگینه داغی سینه سوز------------------------------سایه ی روی سرم ای پدرم من که بی بال و پرم ای پدرماسوه ی صبر و سخا تاج سرمبی
حسین صیامی:عالم تمام عرصه جولان زينب استصد جبرئیل گوش به فرمان زينب استهرچه بلا به راه خدا میرسد نتنص صریح آیه قرآن زينب استاز بس دعای زينب کبري گره گشاستحتی حسین دست به دامان زينب است آن ما رایت گفتن در اوج غصه هایک گوشه از حقیقت ایمان زينب استطوفان گریه هاست کمی دیدن حسینتنها دلیل چهره خندان زينب استیک لحظه پا ز راه خدا پس نمی کشدهر کس که عالمانه مسلمان زينب استهر کس که در عزای حسینش شریک شدفردا به لطف فاطمه مهمان زينب استدر ماجرای ش
رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود به روحیه صبور و مقاوم حضرت زينب (س) پرداختند.  در مکتب شیعه حضرت زينب (س)، اُسوه صبر و مقاومت شناخته می‌شوند. روحیه مقاوم و صبور ایشان در مقابل دستگاه ظلم و فسق یزید در حادثه کربلا پس از کشته شدن برادرش امام حسین (ع) نمونه بارزی از این روحیه استقاومت است. حضرت زينب (س) پس از کشته شدن برادر بزرگوار خود و خانواده ایشان نه تنها در مقابل ظلم و جور یزید سر خم نکرد بلکه با همان روحیه صبر و ایستادگی با افشاگر
نمونه هایی از اشعار زیبای مستوره کردستانی :                                  *********آن پرى چهره كه دوشینه به بزم ما بودوصف او را نتوان گفت چسان زیبا بودوه چه بزمى گل و شمع ونى و بربط همه جمعخنده‏ى جام مى و قهقهه مینا بودسرخوش از باده من و ساقى و آن طرفه صنمتا سحر قصه ز نقل و مى و از صهبا بوداز وفادارى و از صبر و شكیبایى و عشقهر چه زان جمله سخن رفت از این شیدا بودزاهد
فرو می ریزد امشب از نگاهت بغضِ سنگینمچنان محصور در اشکم که جایی را نمی بینمدلم خون است از صحن و سرای بی نشانِ توتو می بینی که می سوزم تو می دانی که غمگینمرواقت را تصوّر می کنم در خاطرم گاهیدلم می خواهد آنجا رو به روی روضه بنشینمپُرم از گریه آری مقتلِ تاریخِ اندوهمکه من مجموعه ای از دردهای تلخِ دیرینمدر آغوش دعا می گیرم امشب آن ضریحت رابه گردش در طوافم تا سحر فریادِ آمینمدلم می خواهد اینجا معتکف باشم کنارِ توکه بی شک می رسد از سمتِ چشمانِ تو ت
گل پژمرده از بیداد مادرخزان آخر به بادت داد مادرخودم دیدم که در زندان سینهنمی شد ناله ات آزاد مادرخودم دیدم که بابا با گُل اشکتو را در زیر گل بنهاد مادرخودم دیدم که دنبال جنازهحسینت از نفس افتاد مادرخودم دیدم حسن چون شمع می سوختکه شد آب و نزد فریاد مادرز جا برخیز ای غمخوار باباکه بابا گشته دشمن شاد مادرشب تاریک و تشییع جنازهمرا کی می رود از یاد مادر
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست/طاقت بار فراق، این همه ایامم نیستچشم از آن روز که بر کردم و رویت دیدم/ به همین دیده سر دیدن اقوامم نیستبه سراپای تو ای دوست که از دوست‌ایت/ خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیستدوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی/ به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیستسعدیقطعه ای از اشعار منتشر شده در صفحات کتاب متفاوت و عاشقانه  دوستت دارم

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
tbusbescilo lessnetzasu aporerel مزرعه گردشگری خورشید اطلاعات هوانوردی Lisa's life romperhdahra رایانه من piecicontka وبلاگ حقوقی بهروز سلیمانی